اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ می‌دهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین می‌رود یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌گردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

5
  • دَم در شرع حرام است به‌خاطر اینکه نجس است و انتفاع و استفاده‌اى که در آنجا مى‌شود آن استفاده قبلاً استفادۀ مُمضا نبود. در زمان پیغمبر صلّی الله و علیه و آله و سلّم که مسائل خون و این حرف‌ها و دم و دستگاه سازمان انتقال خون و اینها نبود و به این قضیه پى نبرده بودند خب خوردنش حرام است! تازه هزارتا مرض و اینها مى‌آورد. خوردن دَم هزارتا مسمومیت و فلان دارد.

  • اینکه الآن این کار را انجام مى‌دهد شارع جلوی همین را مى‌گیرد و به‌لحاظ کیفیتِ استفاده‌اى که از این هست که آن استفاده در اتّصاف این مایع خارجى به او تأثیر دارد طبعاً این موجب حرمت است. ولیکن الآن وقتى که این دَم آن جنبۀ ضرر خود را ازدست مى‌دهد و جنبۀ حیاتى پیدا مى‌کند و نحوۀ استفاده از آن‌هم متفاوتِ با نحوۀ استفادۀ در زمان وضع حکم در زمان شارع است به همان لحاظ، تسمیه عوض مى‌شود اسم عوض مى‌شود و قیودات و اوصاف تغییر پیدا مى‌کنند لذا همین حلال مى‌شود و خرید و فروشش حلال است. البته نجاست به امر خودش باقى است نجاست یک امرى است به‌جاى خود، ولیکن مسئلۀ سایر استفاده‌هاى محلّله هم به‌جاى خودش باقى است.

  • سگ و کلب؛ این یکى از اشیاء نجس العین است. نجس العین در خارج، اینکه شارع این سگ را نجس کرده است، به‌لحاظ همان حقیقت جوهریه و نوعیۀ خودش، این سگ نجس شده است. این حقیقت جوهریه و نوعیه به‌واسطۀ کلب معلَّم و کلب صید و اینها عوض نمى‌شود یعنى وقتى که کلب، کلب صید است تبدیل به حِصان1 یا تبدیل به بقر و اینها نمى‌شود بلکه در همان حقیقت نوعیۀ کلبیۀ خودش باقى مى‌ماند. آنچه که هست در اینجا آن وصف‌ هراشیّت است که آن وصف مانع از تعامل است...

  • خیلى عجیب است مثلاً الآن شما این قضیه را ببینید که چقدر بعضی‌ها واقعاً در مباحث فقهیه جمود دارند! اینکه شارع آمده این خریدوفروش را منع کرده است در آنجا به‌خاطر عدم استفادۀ کلب هراش است که در اینجا استفاده نمى‌شود چون استفادۀ عقلایى نمى‌شود پس معامله لغو مى‌شود و معاملۀ لغو هم باطل است. شما یک مشت خاک باغچه را بردارید به یکى بفروشید و بگویید: این یک مشت خاک را به فلان قیمت بردارید. به شما مى‌خندند. مى‌گویند: یک مشت خاک را براى چه به هزار تومان مى‌دهید! مى‌خواهیم چه‌کارش کنیم. از این دست مى‌گیرد و از آن‌طرف در خیابان پخش مى‌کند. چیزى که نفع و نتیجۀ عقلایى بر آن مترتب نیست شارع جلوى او را گرفته است طبق مقتضاى عُقلاء، یعنى همان‌طورى‌که به این معامله مى‌خندند شارع هم مى‌خندد منتها خندۀ بر معامله [از طرف شارع] ایجاد حظر است، نهى است، حکم بطلان است و همان است که در اینجا تفاوتى نمى‌کند. ولى اگر در یک جا دیدیم عرف نمى‌خندند؛ [شخصی می‌گوید:] این باغچۀ شما خاکش خوب است و خاک باغچۀ ما خراب است، بیا دو سه هزار تومان بگیر از این خاک به ما بده! [طرف مقابل می‌گوید:] خب بیا دو سه گونى از اینجا ببر! این اشکال ندارد. چطور شد آنجا یک مشت خاک اشکال داشت اینجا نه؟! چون اینجا فایده بر آن مترتب است. همه مى‌گویند: خاک از کجا آوردی؟! مى‌گوید: از باغچۀ فلانى آوردم دیدم خاکش خوب است. می‌گویند: بارک‌الله کار خوبی کردى براى ما هم بیاور! الآن دیگر همان که حرام است مباح مى‌شود. خاک، خاک است. حالا چون این خاک معامله‌اش حلال است خوردنش هم مباح مى‌شود؟! نه‌خیر! یکى از چیزهایى که خوردن آن حرام است تُراب است، مگر تُراب سیدالشهدا که لِلاِستشفاء خورده می‌شود و آن مسئله‌اش فرق مى‌کند.

    1. لغت‌نامه دهخدا: «حصان: اسب نر و نیكو كه نسل آن نگاهداشته شود.»