اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

تحلیل جایگاه صورت نوعیه در سیر تکاملی انسان

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبانی فلسفی پیرامون حقیقت «فناء» و «بقای اعیان ثابته» می‌پردازند. بحث با بررسی مفهوم ماده و صورت در فلسفه آغاز شده و به این پرسش کلیدی پاسخ می‌دهد که آیا در مقام فناء، صورت نوعیه و هویت شخصی انسان از بین می‌رود یا خیر. استاد با نقد دیدگاه‌های موجود در تبیین فناء، بر این نکته تأکید دارند که فناء به معنای نابودی عین ثابت نیست، بلکه به معنای تغییر در نوع ادراک سالک است. در این مسیر، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و تحلیل‌های عقلی، تفاوت میان ادراک استقلالی و ادراک کلی در مقام فناء تبیین می‌شود. در نهایت، این نتیجه حاصل می‌گردد که حقیقت وجودی انسان با حفظ تعیّن خود، در ذات پروردگار فانى است و این فناء، منافاتی با بقای هویت و حقیقتِ خارجی او ندارد.

فلسفه فناء و بقای اعیان ثابته

6
  • فضیلت تربت سیدالشهدا و امتیاز آن از سایر تربت‌ها

  • یک دفعه مرحوم والد ـ رضوان الله تعالی علیه ـ در منزلشان یکى از مهرهایى که روی آن مشهد مقدس ـ مشهد أقدس ـ نوشته بود، گفتند: این مهرها را چه کسى اینجا آورده؟! به من گفتند:

  • همۀ این مهرها را بردار و در باغچه بریز، آن مهرى که ما داریم فقط باید مهر سیدالشهدا علیه‌السّلام باشد و بقیۀ جاها فرقى نمى‌کند!

  • ببینید باید طبق سنت عمل کرد. حالا به‌صرف اینکه این منتسب به مشهد است ... خب باشد آنچه که ما داریم این است که تربت براى نماز باید تربت سیدالشهدا باشد و آن فضیلت دارد و آن ارج و قیمت دارد و حتى أکلش هم مباح است و اشکال ندارد و بلکه مستحسن است و فضیلت هم دارد. ولى حالا تربت برای مدینه باشد، تربت مدینه با تربت ساوه چه فرق مى‌کند؟! تفاوتى ندارد! خود رسول الله صلّی الله و علیه و آله و سلّم محترم است ولى تربت و زمین و اینها، با جاى دیگر تفاوتى نمى‌کند و ما هم چنین چیزی نداریم؛ نه در نصوص داریم و نه در اخبار و آثار که سجده‌گاهتان را تربت مدینه قرار دهید یا تربت مشهد قرار دهید یا تربت کاظمین قرار بدهید. آنچه هست یک حدّ معینى است در کربلا که تربت سیدالشهدا است و باید طبق آنچه هست عمل بشود. ما هم رفتیم همۀ این مهرها را برداشتیم و در باغچه ریختیم. الآن چون معاملۀ این خاک مباح است آیا اکلش هم مباح است؟! دیگر اکلش که مباح نمى‌شود، اکلش همان اکل تراب است و حرام است.

  • همین مسئله در مورد اشیاء نجس یا متنجس هست. وقتى که آن اشیاء، اکل و استفاده‌اش به‌واسطۀ تبدّل حلال شود، نجاستش که ازبین نمى‌رود آن فقط صرف حظر در معامله و حظر در بیع و اینها ازبین مى‌رود و تبدیل به حلیّت مى‌شود ولیکن خود نجاست به‌ حال خودش باقى مى‌ماند.