
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
تمایز میان ملکات نفسانی و رفتارهای ظاهری در سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بهرهگیری از مباحث دقیق فلسفی در باب جنس و فصل، به تبیین حقیقتِ جوهریِ انسان و تفاوت آن با اعراض و ظواهر میپردازد. ایشان با نقدِ اکتفا به رفتارهای ظاهری همچون نماز، روزه یا تواضعهای نمایشی، تأکید میکنند که این امور بهتنهایی نشاندهنده حقیقتِ باطنی فرد نیستند و ممکن است صرفاً رفتارهایی کنترلشده و ابزاری باشند. محور اصلی بحث، ضرورتِ شناختِ «ملکه» در مقابل «حال» است؛ بدین معنا که صفاتِ اولیاء خدا، آثارِ لوازمِ ذاتِ آنهاست و در فراز و نشیبهای زندگی و مواجهه با منافع شخصی، بهطور ثابت و فارغ از جهتگیریهای نفسانی بروز میکند. در نهایت، ایشان با هشدار نسبت به استفاده ابزاری از دین و انتسابِ منافع شخصی به مقدسات، راهکارِ رسیدن به حقیقت را در عبور از نفس و رسیدن به ثباتِ درونی در مسیرِ حقطلبی معرفی میکنند.
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بهرهگیری از مباحث دقیق فلسفی در باب جنس و فصل، به تبیین حقیقتِ جوهریِ انسان و تفاوت آن با اعراض و ظواهر میپردازد. ایشان با نقدِ اکتفا به رفتارهای ظاهری همچون نماز، روزه یا تواضعهای نمایشی، تأکید میکنند که این امور بهتنهایی نشاندهنده حقیقتِ باطنی فرد نیستند و ممکن است صرفاً رفتارهایی کنترلشده و ابزاری باشند. محور اصلی بحث، ضرورتِ شناختِ «ملکه» در مقابل «حال» است؛ بدین معنا که صفاتِ اولیاء خدا، آثارِ لوازمِ ذاتِ آنهاست و در فراز و نشیبهای زندگی و مواجهه با منافع شخصی، بهطور ثابت و فارغ از جهتگیریهای نفسانی بروز میکند. در نهایت، ایشان با هشدار نسبت به استفاده ابزاری از دین و انتسابِ منافع شخصی به مقدسات، راهکارِ رسیدن به حقیقت را در عبور از نفس و رسیدن به ثباتِ درونی در مسیرِ حقطلبی معرفی میکنند.
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
10این فرد فردى است كه قابل اعتماد است و افراد دیگر قابل اعتماد نیستند و در معرض اغواء شیطان قرار دارند گرچه سعى مىكنند كه خود را نزدیك كنند و قیام به قسط كنند، سعى مىكنند ولى دیگر قیام به قسط در آنها ذاتى نشده است و دیگر تغییر نمىكند. آیا مىشود سیب، سیب باشد ولى درعینحال خواص چدن را داشته باشد؟! نمىشود! اگر سیب سیب است خواص سیب را دارد ویتامین، شكر، گلوکز و املاح دیگر دارد رنگ و پوستش اینطور است و این خصوصیات را دارد و معده مىتواند این سیب را هضم كند اما اگر شما چدن بخوری این وسط شكمت پاره مىشود و تا به بیمارستان نرسیده تلف شدی! فرض كنید در حلق آدم یک قطعه چدن فرو كنند! گاهی میشود آقا! اگر این در آن شكم بدبخت برود چه مىشود؟! این جور درنمىآید و خدا اینطور قرار نداده است؛ چیزى را كه خدا قرار نداده است ما نباید انجام بدهیم. آنچه كه باید معده هضم كند چدن نیست جانم! آن سیب و پرتقال و چیزهاى خوب است و اینچنین چیزها نیست اینها بهدرد ساختمان و خیابان و بهدرد چیزهاى دیگر مىخورد.
حالا این سیب این خصوصیات را دارد و این خصوصیات زاییدۀ صورت فصلیۀ اوست و این صورت فصلیه است كه آمده به ماده این خصوصیت را داده است، همین ماده اگر تغییر و تحول پیدا كند تبدیل به یك صورت فصلیۀ غیر از این خواهد شد كه در آن صورت نعوذ بالله نعوذ بالله نعوذ بالله درست 180 درجه اصلاً خدا در ذهن نمىآید، حتى براى یك لحظه نمیآید، یعنی وقتى كه به انسان یك صورت قضیه گفته بشود قبل از اینكه بگویند که طرفین مسئله چه کسانی هستند اول نگاه مىكند كه آیا این صورت مسئله به نفع اوست یا نیست! اول مىرود روى این قضیه كار مىكند، فكر، فكر مادی و شخصی میشود، فكر مىشود ها! خدا براى انسان این را نیاورد!
