
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
تمایز میان ملکات نفسانی و رفتارهای ظاهری در سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه با بهرهگیری از مباحث دقیق فلسفی در باب جنس و فصل، به تبیین حقیقتِ جوهریِ انسان و تفاوت آن با اعراض و ظواهر میپردازد. ایشان با نقدِ اکتفا به رفتارهای ظاهری همچون نماز، روزه یا تواضعهای نمایشی، تأکید میکنند که این امور بهتنهایی نشاندهنده حقیقتِ باطنی فرد نیستند و ممکن است صرفاً رفتارهایی کنترلشده و ابزاری باشند. محور اصلی بحث، ضرورتِ شناختِ «ملکه» در مقابل «حال» است؛ بدین معنا که صفاتِ اولیاء خدا، آثارِ لوازمِ ذاتِ آنهاست و در فراز و نشیبهای زندگی و مواجهه با منافع شخصی، بهطور ثابت و فارغ از جهتگیریهای نفسانی بروز میکند. در نهایت، ایشان با هشدار نسبت به استفاده ابزاری از دین و انتسابِ منافع شخصی به مقدسات، راهکارِ رسیدن به حقیقت را در عبور از نفس و رسیدن به ثباتِ درونی در مسیرِ حقطلبی معرفی میکنند.
معیار شناخت اولیاء الهی و تفاوت آن با تظاهر
1درس ششصد و شصت و هفتم
كیفیت استحصال جنس و فصل
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم1
فی كیفیةِ أخذِ الجنس مِن المادة و الفصلِ مِنَ الصورَة.2
همانطورىكه عرض شد تمام اشیاء خارج، چه اشیاء مركب و چه بسیط تفاوتى از این نظر ندارند و در تحت یك حقیقت نوعیه قرار دارند كه آن حقیقت نوعیۀ خارجیه مشتمل بر آنها و طارد حقایقى است كه منافى با آنها در حقیقت ماهویۀ خودشان هستند، در همۀ اشیاء به همین كیفیت است حتى در باب مقولات، در اعراض هم مسئله به همین كیفیت است منتها در باب اعراض جنبۀ اشتراک صرفُ العروض است كه این عروض بهعنوان یك ماهیت جنسیه درنظر گرفته مىشود و آن ماهیتِ عَرَض بهعنوان فصل در تركیب با او لحاظ مىشود كه این در بسائط هست حتى در بسائط هم ما جنس و فصل بالاِعتبار داریم و این جنس و فصل باید به همۀ اشیاء به لحاظ مابهالاِشتراک و به مابهالاِمتیاز آنها تعلق پیدا كند.
کلام مرحوم آخوند در كیفیت استحصال جنس و فصل
مرحوم آخوند در اینجا در كیفیت استحصال جنس و فصل مطلبى دارند كه یکقدری مطلب ایشان جاى دقت است و ایشان در این قضیه مىخواهند یك واقعیتى را كه نفسِ آن واقعیت یك امر اعتبارى است ولكن مابإزاء خارجى او قابل تشكیك نیست، ذهن آن واقعیت را از مابإزاء خارجى در نفسِ خود واقعیت مىبخشد و آن واقعیت را بهصورت امر فعلى جلوه مىدهد و آن را بهصورت جنس درمىآورد ...، در اعیان خارجى مركبه وقتى كه ما لحاظ بكنیم مىبینیم كه آن اعیان از یك ماده و صورتى تشكیل شده است كه آن صورت هیولا است و همان ماده، زمینه و بستر براى تغییر، تحولات، تبدل و عروض صوَر متفاوته است، یعنى این قضیه در آن ماده شكل پیدا مىكند. در هر مرحلهاى این ماده به صورتى تحقق خارجى پیدا مىكند و تا صورت نباشد ماده تحقق خارجى ندارد و شما نمىتوانید به ماده اشاره داشته باشید.
- . ... ایشان در تاریخ مطالعاتشان خیلى زیاد بود، یك دفعه یادم است كه به ما مىگفت: من ده سال متوالى روزى دو ساعت تاریخ مطالعه مىكردم، همۀ تواریخ را دیده بود. خیلى عجیب است! یك دفعه یادم است ایشان در مشهد روز شهادت امام جواد علیهالسّلام منبر مىرفت، این قضیه را از امام جواد در تاریخ داریم و این مسئله در مناقب ابن شهرآشوب هم ظاهراً باید باشد که وقتى كه مأمون مىآید از یك مکان رد بشود مىبیند همه مىروند اما یك طفلى آنجا هست و نمىرود بعد مىرود و برمىگردد، دوباره مىبیند [که او نرفته است] مىگوید: تو چرا مثل همه نرفتی؟! مىگوید: كارى نكردم كه بترسم و فرار کنم و سر جایم ایستادم!
خلاصه سؤال مىكند و به حضرت هم خبر مىدهند و میگویند كه در دستت یك ماهى هست كه این ماهى را عقابها صید كردند درحالىكه در آنجایى كه بوده ماهى و دریا و چیزی نبوده است و این ماهى از ابر افتاده و در دست تو قرار گرفته است،* ایشان وقتى كه این مسئله را در منبر نقل مىكند، اعتراض مىكند یعنی روایت قضیه را نقد مىكند كه مثلاً این قضیه ساختگى است و چطور مىشود ماهى [از ابر بیفتد] و این جعل شده است و فلان و این چیزها درحالىكه مسئله، مسئلۀ واقعى است. من خودم همان موقع به ایشان گفتم كه این قضیه، واقعى است اما او نمىخواست بپذیرد و بالأخره حرفى نزد یعنى من گفتم كه حتى در این ابرها كه الآن هست اتفاق مىافتد، ابرها بر چند قسم هستند، بعضی از آنها از نظر تراكم حتى رفتن هواپیما در داخل آنها خطر است و بهجهت شدت تراكم و اینها فاصله مىگیرند و بعضى از اینها وزنشان به اندازۀ وزن یك كوه است! خب خیلى برای او مشكل بود [بپذیرد] بعد من در یك مقاله دیدم كه شخص در آنجا حتى گفته بود كه در بسیارى از جاها بهواسطۀ باران چیزهایى دیده مىشود مثلاً قورباغه دیده شده است درحالىكه قورباغه اصلاً آنجا نبوده و ماهى و حیوانات دریایى دیده شده است و این بهخاطر گردبادهاى دریایى است كه مىآید و آب خود دریا را بالا مىبرد، نهاینكه بخواهد تبخیر بشود، وقتی [گردباد دریایی] خیلی شدید بشود خود آب دریا در آن بالا مىرود و در آن بالا مىماند تا هرجایى كه انتقال پیدا بكند و بعد هم بخواهد پایین بریزد.
آنوقت جالب اینجاست كه مثلاً آدم بیاید و همینطور رد كند و بگوید که این روایت جعلى است و فلان. یادم است خیلى قشنگ هم ایشان طورى در صحبت و در تركیب این را آورده و ضمیمه كرده و آن را چه كرده است [که اصل قضیه را رد کند] درحالىكه اصلاً یك همچنین مسئلهاى نیست و واقع بوده است.
*. مناقب آل ابیطالب علیهم السلام، ج 4، ص 388. - . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 37.
- . ... ایشان در تاریخ مطالعاتشان خیلى زیاد بود، یك دفعه یادم است كه به ما مىگفت: من ده سال متوالى روزى دو ساعت تاریخ مطالعه مىكردم، همۀ تواریخ را دیده بود. خیلى عجیب است! یك دفعه یادم است ایشان در مشهد روز شهادت امام جواد علیهالسّلام منبر مىرفت، این قضیه را از امام جواد در تاریخ داریم و این مسئله در مناقب ابن شهرآشوب هم ظاهراً باید باشد که وقتى كه مأمون مىآید از یك مکان رد بشود مىبیند همه مىروند اما یك طفلى آنجا هست و نمىرود بعد مىرود و برمىگردد، دوباره مىبیند [که او نرفته است] مىگوید: تو چرا مثل همه نرفتی؟! مىگوید: كارى نكردم كه بترسم و فرار کنم و سر جایم ایستادم!
