اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک

14٬297
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

14
  • یک دفعه یکى از ارحام به قم آمده بود و من آن موقع کوچک بودم مى‌خواستند دفنش بکنند من رفتم سر قبر نگاه کردم یک قبرى برای یکى از ارحامشان بوده که قبلاً یکى را در آن دفن کرده بودند من فقط چندتا استخوان و مهره دیدم و روى هم رفته جمعش کردند کنار گذاشتند اندازۀ یک مشت هم نمى‌شد، یعنى آن بدنى که موقعى که در اینجا گذاشتند هفتاد یا هشتاد کیلو وزنش بود اما حالا بعد از بیست سال آن بدن کجا رفت؟! یک مشت استخوان مانده آن‌هم یکى دو سال دیگر تکلیفش معلوم است تمام مى‌شد! شما به این خاکى که الآن در این زمین قرار دارد چه مى‌گویید؟ مى‌گویید: هذا جسمٌ، هذا انسانٌ، هذا لحمٌ، هذا عظمٌ؟! نه، مى‌گویید: هذا حجرٌ، هذا ترابٌ این خاک است الآن تغییر پیدا کرده [است]. درست شد؟!

  • حالا اگر حکم این ازبین رفت و تمام شد الآن شما نمى‌توانید به آن جسم و انسان بگویید، دیگر نمى‌توانید آن آثار و خصوصیاتى که در زمان انسانیت و جسمیتش بوده به او بار کنید. الآن خصوصیت دیگر بار مى‌کنید، الآن یک بیل هم از این خاک برمى‌دارید و داخل باغچه‌‌تان مى‌ریزید یا برمی‌دارید این خاک را کنار مى‌ریزید. اصلاً هیچ توجه نمى‌کنید که آی! این الآن بدن است، بى‌احترامى مى‌شود! قبلاً این‌طور نبود، اگر دست مى‌زدى مى‌گفتند: مبادا خدشه‌ و خراشى وارد شود. الآن تسمیه عوض شده، تسمیه هم که عوض شود طور دیگرى مى‌شود.

  • سگ نجس است و این نجس العین است اگر دست به این سگ بخورد و تر بشود دستتان نجس می‌شود و باید بروید آب بکشید. شما همین سگ کذا را در یک جایى که شوره‌زار است مانند این بیابان‌هاى قم بگذارید سال دیگر به آنجا بروید سگ است یا شوره و نمک است؟! اصلاً تبدیل به نمک شده و شما مى‌توانید آن نمک را با خیال راحت میل و نوش جان کنید حتى خاصیت دارد، نمکش ید و سدیم دارد. این سگى که سال قبل اگر دست تر به آن مى‌زدى باید دستت را آب می‌کشیدی و دست نزده کنار شما پارس مى‌کرد الآن تسمیه عوض شد و به‌طورکلی تغییر کرد، آیا این هویت همان هویت سال قبل است؟! یا الآن هذا ملحٌ و یُؤکَل؟! در سال قبل این کَلبِ لا یُؤکَل بود [ولی الآن] تسمیه‌اش تغییر پیدا کرد. درست شد؟!

/ 613