اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک

14٬297
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

15
  • صحبت ما این است که اگر همین نمک دوباره در یک تغییر و تحولاتى یک سیر و جریانى را طى کند که در آن جریان حالا ده سال، بیست سال یا سى سال طول بکشد، در آن جریان برگردد و یک کلب بشود آیا این همان کلب است یا نه؟ یک کلب دیگر است و ارتباط ندارد. آن یک اسمى ‌داشت برای این یک اسم دیگر مى‌گذارند. هرکدام از این خارجی‌ها در خانه‌شان یک سگ دارند و برای سگشان اسم مى‌گذارند. الآن دیگر آن اسم را نمى‌گذارد، یک اسم جدید مى‌گذارد، یک سگ جدید متولد شده مثل بقیۀ متولدها و اشیاء دیگر.

  • صحبت و اشکال علامه این است که وقتى این زید به مقام فنا مى‌رسد بنا بر معتقدین به محو و ازبین رفتن و عدم ـ محو یعنى عدم، چون محو با وجود که معنا ندارد، یک شیئی درعین‌حال که محو و فانى و نیست بشود درعین‌حال موجود بشود بلکه بین نیست و هست تقابل است، بین وجود و بین عدم، تقابل اس، بین فناء و عدم فنا تقابل است ـ صحبت ایشان این بود که در یک هم‌چنین شرطى وقتى که آن زید به مقام فناء مى‌رسد بنا بر نظر معتقدین به فناء ذاتى و محو عین ثابت و فناء عین ثابت و عدم الوجودِ عین ثابت، حالا این بقائى که فعلاً پیدا مى‌کند... حالا نسبت به این قیافه‌اى که الآن در اینجا نشسته، مرحوم علامه مى‌گوید: ما نسبت به این هیچ حرفى نمى‌زنیم، اصلاً ما به این قیافه جِسمُ الإنسان مى‌گوییم، اما نه‌اینکه خود انسان و خود آن عارف در یک عالم و افق دیگرى است و ما به این بدن و جسمیت شخص که الآن در اینجا نشسته کارى نداریم ما به او کار داریم.

  • آن شخص که به فناء رسیده و عین ثابت در او محو شده است ـ الآن به‌طورکلی محو شد ـ او که الآن مى‌خواهد دوباره در اینجا تحقق پیدا بکند آیا این خلق جدید است یا عین اوست؟! اگر عین او باشد در آن صورت مسائل و اشکالات فلسفى در آنجا وارد است که اعادۀ معدوم و امثال‌ذلک است. اگر خلق، خلق جدید است بنابراین این شخص، شخص دیگرى نخواهد بود و دیگر ما نمى‌توانیم بگوییم: زیدى که سلوک کرده است همان زید الآن به بقاء الله باقى شده است یا همان بعد الفناء در اینجا تعلق نفس پیدا کرده است. نه، این یک شخص دیگرى است و آن کسی هم که براى خودش سلوک کرده نفر دیگر است و این ارتباط به او ندارد. انگار از اول خدا یک شخصى را از شکم مادر عارف به‌دنیا آورده است! خدا دنگش گرفته از آن اول یکى را به‌دنیا مى‌آورد فرض بکنید که نسبت به همۀ مسائل اطلاع دارد و اصلاً همۀ مراتب براى او کشف شده و همۀ عوالم براى او شهود است! مگر ائمه علیهم‌السّلام در شکم مادر که بودند صحبت نمی‌کردند؟! مگر آثار غیر بشرى از آنها دیده نمى‌شد؟! آنها بودند دیگر!

/ 613