اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک

14٬297
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

17
  • چگونه باید این مطلب و مسئله را ارزیابى کرد؟! اشکال اول این است که این شخص دیگر شخص قبل نخواهد بود و اما اشکال دوم این است الآن که این شخص در مقام فنا هست آیا به او اشاره‌اى مى‌توان کرد که آن شخص الآن در فنا هست؟! یا اصلاً به او اشاره نمى‌توان کرد و حکم به عدم باید کرد؟! خب نمى‌شود که به او اشاره نکرد، این آقا نشسته و دارد حرف مى‌زند فرض کنید در حال فَناء هم هست.

  • مى‌گویند که ابن فارض علیه‌الرحمه این اشعار قصیدۀ تائیه‌اش را در فنا مى‌گفته و خودش نمى‌نوشته،‌ بلکه شاگردانش مى‌نوشتند:

  • سقتنی حمیّا الحبِّ راحة َ مقلتی *** و كأسی محیّا من عنِ الحُسن جلَّتِ1

  • حدود ششصد یا هفتصد بیت است! درست شد؟!

  • این شخصى که الآن دارد این را مى‌گوید و انشاء مى‌کند آیا مى‌توانیم به او هو یُنشِد؟! بگوییم یا نه؟! خب الآن این قضیه و مسئله از زبان او بیرون مى‌آید آیا مى‌توانیم بگوییم؟! بله، مى‌توانیم بگوییم. اگر این شخص عین ثابتش محو شده باشد چطور مى‌توانیم ضمیر هو را به او ارجاع بدهیم؟!

  • در اینجا آیۀ قرآن خیلى مى‌تواند به ما کمک کند در قضیۀ حضرت موسى علیه‌السّلام ﴿إِذۡ قَالَ مُوسَىٰ لِأَهۡلِهِۦٓ إِنِّيٓ ءَانَسۡتُ نَارٗا﴾2 و وقتى که به آن شجر مى‌رسد ﴿أَن يَٰمُوسَىٰٓ إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ رَبُّ ٱلۡعَٰلَمِينَ﴾3 این ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ از این شجر آمد این شجر در وقتى که ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ مى‌گفت شجریتش را ازدست داد یا درعین‌حال شجر بود؟! این شجر در عین ساقه، تنه و در عین شاخه‌ها و فرع‌ها و در عین اوراق و درعین‌حال اگر ثمرى هم داشته ـ مى‌گویند: شجر سدر بوده ـ و میوه‌هایش هم به او بود در تمام این خصوصیات مى‌گوید: ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ تا وقتى که مى‌گوید: ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ یک‌دفعه شاخه‌هایش عوض و بدل نمى‌شود بلکه همانى که هست، همان تنه‌اى که هست، هست. همان اوراق و سبزه و رنگى که الآن به این اوراق است همه به‌جاى خودش است؛ در عین اینکه اینها به‌جاى خودش هست درعین‌حال این شجر مى‌گوید: ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾. آیا با گفتن: ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ تحول ذاتى و هویتى و ماهیتى در شجر پیدا شد یا شجر، شجر است؟! اگر همان شجر را بردارند ارّه کنند، ارّه مى‌شود. اگر همان شجر را بردارند در آن نار بیندازند تبدیل به‌ شعله و حرارت و نار مى‌شود، اگر همان موقع از این میوۀ سدر بکنند و بخورند همان مزه را مى‌دهد و همان خصوصیات را دارد، هیچ تفاوتى ندارد در عین اینکه این شجر الآن مى‌گوید: ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ و بقیه نمى‌گویند. اگر بقیه مى‌گفتند، خدا مى‌گفت که از تمام زمین و زمان حضرت موسى علیه‌السّلام ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾ مى‌شنید، در این شجر ﴿إِنِّيٓ أَنَا۠ رَبُّكَ فَٱخۡلَعۡ نَعۡلَيۡكَ إِنَّكَ بِٱلۡوَادِ ٱلۡمُقَدَّسِ طُوٗى﴾ شنید.4 درخت در اینجا مى‌گوید: ﴿إِنِّيٓ أَنَا ٱللَهُ﴾.

    1. . دیوان ابن‌فارض، ج 1، ص 26.
    2. . سوره نمل (27) آیه 7.
      ترجمه: «[(به یاد آر) هنگامی که موسی (وقت بیچارگی و درد حمل زن در آن بیابان سرد و ظلمت نوری دید و)] به اهل بیتش گفت: مرا آتشی به نظر آمد.» (محقق)
    3. . سوره قصص (28) آیه 30. الله شناسى، ج ‌1، ص 212:
      «[و چون موسى به سمت آتش آمد، از كنار طرف راست وادى در زمین بدون سقفِ بركت داده شده به وى از درخت ندا آمد كه]: اى موسى! من هستم خداوند، پروردگار عالمیان»!
    4. . سوره طه (20) آیه 12. انوار الملكوت، ج ‌1، ص 146، تعلیقه 3:
      «من هستم تحقیقاً پروردگار تو! پس دو نعل خود را از پا بیرون كن! تو اینك در وادى مقدّسى كه نام آن وادى طوى است مى‌باشى.»‌
/ 613