
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
بررسی تطبیقی دیدگاههای عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
19بنابراین اینکه امروز نمىشنود بهخاطر مدرکات خود اوست که نمىشنود! حالا این کسى هم که امروز آمده او را مىبیند عین ثابت او تغییر پیدا کرد؟! مىگوییم: نه عین ثابتش همان است و من همان دیروزى و همان دیشبى هستم که خوابیدم و الآن هم بلند شدم و یک چنین پدیدهاى براى من ظهور پیدا کرده که دیروز نبود.
ارتباط کیفیت مکاشفات به حالات شخص
پس این تغییر در او انجام شده بدون اینکه زید عوض شده باشد و جایش را به عمرو بدهد و بدون اینکه درخت تغییر پیدا کند و درخت دیگر بشود. او مىگفت: درخت سیب بود، درخت سیب یکدفعه پرتقال نمیشود که شروع کند به لا هو إلاّ هو گفتن یا لا إله إلاّ الله گفتن کند و عجیب اینکه مىگفت: هرچه حال من تغییرش بیشتر مىشد آنچه را که من از ذکر توحیدى مىشندیم آن رقیقتر و عمیقتر و دقیقتر مىشد، امروز لا إله إلاّ الله بود فردا لا إله إلاّ هو بود بعد لا هو إلاّ ...، همینطور مدام در این ظهورات و بروزات انسان به مراتب مختلفى از مظاهر پروردگار دسترسى پیدا مىکند که براساس تغییر و تحولاتى و تجردى که در او پیدا مىشود. بنابراین واقعیت خارجیه در مقام فناء تغییرى نمىکند.
مباحثات علامه طباطبائى و علامه طهرانى دربارۀ فناء و بقاء اعیان ثابته
اگر مرحوم والد ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ با این شکل و با این طریق نسبت به قضیۀ فناء عین ثابت مطلب را جلو مىبردند که حقیقت خارجیه در فناء خودش که همان فناء در وجود بالصرافه است در همۀ این موارد مختلفه تفاوتى نمىکند و به این قسم مسئله را مطرح مىکردند مرحوم علامه طباطبائی ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ پاسخى نداشتند. مسئله به این کیفیت مطرح مىشود که حقیقت وجود بالصرافه و حقیقت وجود بسیط در عین بالصرافه و بسیط بودن، آن حقیقت، متعیّن به تعیّنات متعدده و مختلفه است و ظاهر به مظاهر متفاوته و متشته و مختلفه است، در عین اینکه آن بساطت و تجرد و صرافت و اطلاق خودش را نگه مىدارد و همانطورىکه عرض شد به لحاظ لا ثانىَ لِلوجودِ آن ظهورات در مظاهر مختلفه باعث حدّ پذیرى و ترکیب و نقص نسبت به مراتب خود وجود ایجاد نمیشوند؛ یعنى همان وجود بِالصرافِه لازمۀ بِالصِرافه بودن او، اجتماع مَعَ المَظاهِر المُختلفة است و ظهور بِالمَظاهِر المُتَفاوِتِة است والاّ دیگر بالصرافه و بِالإطلاق و بِالبِساطَة نبود. لازمۀ بالصرافه بودن یعنى اجتماع مع ألفِ شرط، معنای وجود و حقیقت لا بشرط، اجتماع مَعَ ألف شرط است.
