
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
بررسی تطبیقی دیدگاههای عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
21چیزى که الآن بهصورت «ب» نیست بهصورت «ی» نیست بهصورت «کاف» نیست بهصورت «گاف» نیست پس چرا الآن شما دارید آن را مىشنوید و ادراک مىکنید؟! آن صوتى که شما مىشنوید گاف است، لام است، جیم است، سین است، شین است، شما اینها را دارید مىشنوید و هرکدام از اینهایى که دارید مىشنوید معلوم میشود که یک ریشه دارد، نهاینکه سین براى خودش یک ریشه جدا داشته باشد و مثلاً صداى سین از حلق دربیاید ولى صداى جیم از جاى دیگر دربیاید! شما در این قضیه تحقیق کردید؟! [با خود میگویید که] در این جلسه چه چه داری میگویی!
تلمیذ: از آنطرفش درست است ولی برای شخص مدرک میشود ...
استاد: ما به مُدرِک کار نداریم ما به همان حقیقت خارجى کار داریم، الآن این مُدرک جاى خود، فعلاً به او کارى نداریم. شما دارید صحبت مى کنید و در دنیا هیچ کسی نیست که صداى شما را بشنود، بهتر! شما بروید در مدرسۀ فیضیه شروع به صحبت کردن کنید و با خودتان حرف بزنید. میگویند: مُخش قاطی کرده است! هیچ مخاطب و مستمعى هم نداشته باشید و خودتان با خودتان فکر کنید ـ اگر فکرى باشد! ـ این صوتى که دارد الآن به مظاهر و به صور مختلف خارج مىشود، از کجا خارج مىشود؟ یک نگاه به خودتان مىکنید مىبیند که از این گوش صدا درنمىآید بلکه صدا درگوش مىرود و داخل بینی هم که جای تنفس است پس آنچه که هست فقط دهان مىماند و بس، و تمام این صداها دارد از این دهان خارج مىشود، بعد مىگویید: این صوتى که دارد از این دهان خارج مىشود تا قبل از اینکه من اراده بکنم چیزى خارج نمىشود، باید اراده بکنم و دهانم را باز بکنم، این دو لب باز بشود، آن هوایى که دارد بیرون مىآید آن هوا که در آن، موج قرار دارد ...، شما ممکن است فوت کنید و صدا نداشته باشد نه، آن هوایى که همراه با یک موجى است که آن موج از ترکیب عضلات صوتى و تارهاى صوتى در بالاى ناى ـ این دَم سه راهى است! ـ این تارهاى صوتى بهوجود میآید، این هوا مىآید به آن تارهای صوتی مىخورد، اینهایى که تار مىزنند را دیدهاید؟! من دیدم ولی خودم تابهحال نزدم! مىگویند: بعضىها تار مىزنند، بعضیها سنتور مىزنند، بعضى از این آلات موسیقى مىزنند و خلاصه دیگر:
