
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
بررسی تطبیقی دیدگاههای عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» میپردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیلهای روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک میرسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح میدهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست مییابد. در ادامه، با بهرهگیری از مثالهای ملموس و استدلالهای عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین میشود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی مییابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه میرسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.
تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت
7آن حقیقت مطلقه و محضه که بخواهد طلوع و تجلى کند در آن حقیقت محضه دیگر این صنف و آن صنف نمىشناسد. بنابراین ما نباید منتظر باشیم براى اینکه آن خورشید طلوع کند تا ما ببینیم که چه خبر خواهد شد؟ باید از حالا خودمان را براى طلوع چنین واقعیتى آماده کنیم، ببینیم که اشکال در کجا است؟ و در خود چه چیزهایى را مىبینیم که موجب تقابل با آن واقعیت است. این مسئله بهدرد انسان مىخورد و مىتواند براى او مفید باشد.
راجع به آن مطلبى که در مورد بقاء عین ثابت و فناء بحث شد به نظر رسید که هنوز بعضى از مطالب مانده است و این از کیفیت صحبتى که در آن مسئله و سؤال و جوابی که نسبت به این قضیه شد معلوم است. لذا قرار شد بر اینکه بهطورکلی در این جلسه صحبت را در این زمینه قرار بدهیم، من بهعنوان یک مرور اجمالى بر مسائل گذشته مسئله را خدمت رفقا عرض مىکنم، بعد آنوقت اگر رفقا اشکالى در این زمینه دارند سؤال بکنند.
عرض بنده این بود که در وقایع و حقایق خارجیه و تکوینیه اعتبار راه ندارد که ما بگوییم که بر یک فرض اینطور و بر یک فرض آنطور است، بر یک فرض آن واقعیت خارجیه به این شکل درمىآید و بر یک فرض به شکل دیگر، الآن فرض کنید حجر در مقابل ماست و این یک واقعیت خارجیه است که از یک اشیاى خاصى ترکیب شده و تبدیل به این هویت خارجى و ماهیت متشخصه شده و این هویت و ماهیتش با شجر و با حیوان متفاوت است و ما نمىتوانیم بگوییم که بنا بر یک اعتبار این حجر است و بنا بر یک اعتبار این شجر است. بنا بر اعتبار شجر بودن ممکن است که حالا بگوییم که این شجر است اما فعلیت ندارد و ممکن است بعداً بر اثر تغییر و تحولاتى این تبدیل به شجریت بشود، بِکُنهِ ذاتِه و بِحقیقَتِهِ الجوهریة و بِموادِه و بِذاتیاتِه در اثر مرور زمان و تغییر و تحولات تبدیل به شجر بشود، اشکال ندارد ولى صحبت در این هویت فعلیۀ اوست، این هویت فعلیه که الآن در خارج هست لا یَتَغَیَّر و لا یَتَبَدَل است به شرط اتصاف به همان ماهیَتَه الفِعلیَه. تا وقتى که این حجر، حجر است تسمیه به حجریت بر او واجب است، بعداً که این تغییر و تحول پیدا کرد، حکم دیگرى دارد. خب این بحث، بحث دیگرى است، فعلاً این حجر است و اعتبار در او راه ندارد.
