اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک

14٬297
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

8
  • به اعتبار ما یَئول که به آن اعتبار أوْل گفته مى‌شود از باب مجاز، یکى از موارد مجاز و دواعى بر مجاز خودش یکى قرینۀ أوْل است، لحاظ أوْل یعنى بعداً این مسئله انجام مى‌شود و از الآن حکم فعلى روى آن بار مى‌شود مثل اینکه هر کسى که در دانشگاه قبول شد فوراً به او آقاى دکتر مى‌گویند! بابا هنوز درس نخوانده و پایش را هم در دانشگاه نگذاشته فورى آقاى دکتر مى‌گویند! سفره مى‌اندازند و همه را هم دعوت مى‌کنند که بله، آقاى دکتر آقاى دکتر را به بدبخت مى‌بندند که او بیچاره خبر ندارد که چه خواهد شد! از الآن که مى‌گویند، فعلیت ندارد و همه مجاز است یااینکه طرف همین حاشیۀ کبرى منطق را شروع به خواندن کرد و گفته بود ما فلاسفه نظرمان در مورد مسئله این است! هنوز صغرىٰ و کبرىٰ را هم نمى‌دانست که صغرىٰ را با قاف مى‌نویسند یا با غین مى‌نویسند! صغرىٰ خوردنى است یا نوشتى است، استفاده‌اش چگونه است! خلاصه مى‌گفت: ما فلاسفه نظرمان در این مسائل ...!

  • من قصدم این بود که در افق وحى در رد این مسئلۀ آقاى کذا مقاله‌اى بنویسم، بعد وقتی که ردها را نگاه کردم دیدم این ردود منتشر شده است و دیدم عجب آبروریزی‌ای است، عجب! طرف آمده قضیۀ این بندۀ خدا را به مسئلۀ وحدت وجود ربط داد، آخر قضیۀ این وحدت وجود، قضیۀ ماست و دروازه است!1 این اصلاً چه ربطى به همدیگر دارد؟! گفته بود که بله، این مسائل همه ناشى از وحدت وجود است و یکى از علماى مشهد درباره ردّ وحدت وجود کتابى نوشتند و من تاکنون نتوانستم براى اشکالات بر وحدت وجود پاسخى بیابم! آدم واقعاً چه بگوید؟! من دیدم اصلاً این آقا به‌عنوان کارشناس در مسائل اعتقادى و مبانى آمده صحبت کرده و بیشتر این مطالب دستاویز شده است. لذا دیدیم فایده‌اى ندارد و مقاله نوشتن دردى را دوا نمى‌کند باید که به این مطالب پرداخت البته آنجا من نوشتم چه ربطى بین ماست و دروازه، و وحدت وجود هست!

    1. . ضرب المثل «ماست و دروازه را یکی کردن» در مواردی به کار می‌رود که شخصی دو مطلب متضاد را که هیچ ارتباطی به هم ندارند را در کلام به هم ربط می‌دهد. (محقق)
/ 0