اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

بررسی تطبیقی دیدگاه‌های عرفانی و فلسفی در سیر و سلوک

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مبحث پیچیده «فناء و بقاء عین ثابت» می‌پردازند. بحث با نقد رویکردهای سطحی و قشری در مواجهه با حقایق عرفانی آغاز شده و با عبور از تمثیل‌های روشن، به تحلیل جایگاه «تغییر جوهری» در سیر و سلوک می‌رسد. استاد با تفکیک میان عالم اعتبارات و عالم حقایق تکوینی، توضیح می‌دهند که چگونه سالک در عین باقی ماندنِ هویت شخصی، به مقام فناء دست می‌یابد. در ادامه، با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس و استدلال‌های عقلی، نسبت میان «تعین اول» و «تعین ثانی» در وجود تبیین می‌شود تا مشخص گردد که چگونه حقیقت واحد در مظاهر مختلف تجلی می‌یابد. این جلسه در نهایت با اشاره به مباحثات علمی میان علامه طباطبایی و مرحوم علامه طهرانی، به این نتیجه می‌رسد که تغییر در مقام کشف، ناشی از تحول در ذات و جوهر سالک است، نه صرفاً عروضِ عوارض ظاهری.

تحلیل حقیقت فناء و بقاء عین ثابت

13
  • چندى قبل بود مى‌گویند: یکى از همین شهدا، جوان‌هایى که در حدود خیلى وقت قبل شهید شده بودند، زمین را باز کردند و به جنازۀ این شهید برخورد کردند دیدند انگار همین الآن شهید شده است. بنده خودم عکس را دیدم، واقعاً چه نورانى بود خیلى خیلى عجیب بود! نورش خیلى زیاد بود! انگار همین یک ساعت قبل این جوان شهید شده بود. واقعاً ما چه جوان‌هایى را ازدست دادیم واقعاً مثل گل! اگر اینها بودند واقعاً چه مى‌شد؟! چه جوان‌هایی! اینها خیلى جاهایشان آن‌طرف خوب است؛ البته اینهایى که قصد قربت داشتند و به‌خاطر خدا بوده است. من از مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالیٰ علیه ـ نسبت به اینها خیلى مطالب بالایى شنیدم، البته همه نه، دواعى فرق می‌کند یعنى واقعاً اینهایى که قصدشان خالص و قربت و با نیات صاف بودند، خوش به حالشان! این بدن اصلاً انگار بیست یا بیش از بیست سال است که مى‌گویند همین‌طور بوده و انگار که دو دقیقۀ قبل به شهادت رسیده و خب اینها هم مورد عنایت و لطف خاص خدا هستند، صد هزار سال هم بماند او همین است تفاوتى نمى‌کند. ولى نه، حالا فرض کنید افراد عادى که اینها را دفن مى‌کنند الآن به این جسم می‌گویند، تراب نمى‌گویند، شما وقتى جنازه را دفن مى‌کنید آن تسمیۀ فعلیۀ آنها تراب است؟! حجر است؟! نه، جسم است و یک خصوصیتی دارد، اگر چاقو بزنى خونى که باقى مانده بیرون مى‌آید. شما هرچه به خاک چاقو بزنید که خونى از او بیرون نمى‌آید. خاک، خاک است و ماهیتش، ماهیت خاک است ولى وقتى که او را در خاک مى‌گذارید استحاله و حرکت جوهرى به‌سمت ترابیت شروع مى‌شود، همین‌طور آرام‌آرام، ذره‌ذره، ثانیه‌ثانیه، لحظه‌لحظه این خاک شروع مى‌کند این بدن را به استحاله کردن و خصوصیات بدن را گرفتن و خصوصیات خود را جایگزین کردن، کم‌کم این استحاله پیدا می‌شود تا وقتى که شما بعد از بیست سال یا بیشتر یک‌دفعه قبر را باز کنید اصلاً بدن نمى‌بینید و دیگر بدن وجود ندارد.