اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

11
  • من خیال مى‌کنم احتمالاً مرحوم والد در جلد سوم یا جلد اول الله شناسى به این مسئله اشاره‌اى دارند که افرادى که قائل هستند بر اینکه تعینات خارجى فقط صرف یک نمودى است بلکه واقعیت ندارد [این صحیح نیست] و مسئله این‌طور نیست بلکه واقعیت و حقیقت دارد و ما نمى‌توانیم اینها را یک مسائل واهمه تصور کنیم! نمى‌شود وهم و خیال بیاید نُه جلد کتاب اسفار این‌قدرى بنویسد، همه کشک است؟! نمی‌شود فرض کنید 42 جلد کتاب جواهر بنویسد، همه‌ کشک است؟! خب این 42 جلد کتاب جواهرى که نوشته روى فهم و روى استدلال نوشته شده است و از روى روایت نوشته شده است از روى هزارتا دلیل و اینها نوشته شده است. همۀ اینها تخیلات است؟! نمى‌شود که این حرف را زد. چرا به جاى کتاب الصلاة کتاب الطهاره را ننوشته است؟! چرا به جاى کتاب تجارت نیامده کتاب حج را بنویسد؟! این تبعیض و این ترکیب کلمات از کجاست؟ ایراد استدلالات از کجاست؟! اینها براساس یک حقایق تکوینیه خارجى است که آن حقایق تکوینى خارجیه مى‌آید و اینها به این صورت بیان مى‌شود. پس این حقایق خارجیۀ تکوینیه وجودات حقیقى خارجى درعین‌حال فانى در آن تعیّن اول که عبارت از همان حقیقت الوجود است هستند.

  • خب جناب آقا سید محمد حسین و جناب علامه چه اشکالى در اینجا پیش مى‌آید که ما بیاییم و این‌طور مسئله را به این راحتى مطرح کنیم و بگوییم که حقیقت فانیۀ غالبه و قاهره بر همۀ اشیاء، این حقیقت فانیه فى کلِّ احوالٍ موجودة و معَ کل موجود مُقتَرِنَة؟! چه اشکال و حظری در اینجا دارد؟! این مسئلۀ فناء در اینجا به همان حقیقت اول خودش باقى است، مراتب تشکیکیۀ در وجود به همان واقعیت خودش هست، این مراتب تشکیکیۀ در وجود هیچ منافاتى با مرتبۀ تشخص هم ندارد، در عین اینکه تشخّص وجود به قوت خودش باقى است و در همان تشخص، در وُحدانیت خودش واحد است، درعین‌حال ظهوراتى که از او در خارج صورت عینى پیدا مى‌کند آن‌هم به حقیقت خودش باقى است. نه‌اینکه آن صورت عینیه باعث می‌شود صرافت ازبین برود! آخر کجاى قضیه ایراد دارد که ما بگوییم: وقتى که یک وجودى از آن وجود بسیط تنازل پیدا مى‌کند بین او و بین او فاصله مى‌افتد؟! این فاصله از کجا آمده است؟! اگر فاصله بیفتد ما حکم به امحاء و اعدام این وجود خارجى را کردیم درحالی‌که براى این وجود خارجى ما حکم به حقیقت خارجیه و مولّد آثار داریم؛ این شیئى که الآن در خارج مورد توجه و مورد تشخّص است. پس تشخّص وجود منافاتى با تشخّص‌هاى موجودات ندارد، تعیّن موجود اول منافاتى با تعیّن موجودات خارجیه ندارد، حقیقت بالصرافۀ اولىٰ در آن مبدأ وجود، منافاتى با کثرات و با تعینات خارجیه ندارد. در عین صرافتِ او و در عین لا حدّى او که مقتضى همین مطلب است، در عین صرافتِ او همین حقایق خارجیه، وجود خارجى و تکوینى دارند نه توهمى! چنان که بعض ذوق المتألهین نسبت به این مسئله معتقد هستند. خود ظهور خارجى و تعیّن خارجى در اینجا خودش فى‌حدّنفسه براى خودش حساب و کتابى دارد در عین اینکه این فانى در آن است.