اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی

14٬630
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

16
  • چرا؟ چون نه او اختلاف مى‌بیند، نه شما در این تغییر و تحولات اختلافى مى‌بینید، عین ثابت خود را در هردو مرحله یکى مى‌بیند، آن عین ثابت مدام فعلیت بعد از فعلیت پیدا مى‌کند؛ این فعلیت یک اقتضائات و مشاعر و افکارى براى شما داشت، این فعلیت یک اقتضا و مشاعر دارد و هَلُمَّ جَرّا مى‌روید تا جایى که دیگر در آنجا شعور، شعور واحد مى‌شود که همان فناى عین ثابت است. آنجا نه این است که تمام آن افکار ازبین رفته‌اند بلکه آن افکارى که از دوران کودکى داشتید بالا و بالا آمدید و به آنجا که مى‌رسد متکامل مى‌شود نه‌اینکه ازبین برود و بین شما و آن فاصله بیفتد، فاصله نیست!

  • از همان نقطه‌اى که شما وجودتان را شروع کردید در عالم وجود آن ثبت شده تمام این نرده‌ها و پله‌ها تااینکه آمدید و قدم در این مسائل گذاشتید، باز اینها ثبت شده، بالاتر باز ثبت مى‌شود، هر نماز شبى که بخوانید یک وجود جدیدى پیدا مى‌شود، هر ذکرى که بگویید یک وجود جدیدى پیدا می‌شود، هر مجاهده با نفس که بکنید یک وجود جدید پیدا مى‌شود، هر مبارزه بر علیه نفستان کنید یک وجود جدید پیدا مى‌شود. مفت که پیدا نمى‌شود همین‌طورى عمامه سرمان بگذاریم و ریشمان را تا اینجا بکنیم که پیدا نمی‌شود! نه آقاجان! مجاهده مى‌خواهد، تهذیب مى‌خواهد، آدم باید پدرش را دربیاورد و بر خلاف میل و نفسش عمل بکند و تمام اینها را باید یکى‌یکى انجام بدهد و در هر مرحله ببیند، چه شد؟! بَه این چه بود؟! همین‌که شما مى‌روید در مجلس امام حسین یک روضه مى‌شنوید حالتان عوض مى‌شود، وجودتان را ازدست ندادید وجود جدید پیدا مى‌شود، آن وجود فعلیت جدید است و همین جلو مى‌رود جلو مى‌رود تا مى‌رسند به چه؟!

  • افرادى که در رکاب سیدالشهداء به شهادت رسیدند اینها آن وجود و عین ثابتشان در هنگام شهادت که دیگر کارشان تمام شد آیا با آن وجود و بقاء عین ثابت یک ماه قبلشان فرق می‌کرد؟! همان بود تفاوت نکرد! پس چرا مدرکاتشان عوض شد؟! آن حر بن یزید ریاحى که جزو لشگر دشمن اهل‌بیت بوده و در هنگام خروج از کوفه به‌عنوان مقابلۀ با اهل‌بیت خارج مى‌شود خب در عین ثابتى است، در یک موقعیتى است که آن موقعیت اقتضا مى‌کند که همراه با لشگر معاندین باشد، پرچم به‌دست بگیرد و بیرون بیاید و حرکت کند و براساس آن فعلیت یک مدرکاتى دارد؛ بروید جلوی حسین بن على را بگیرید، بروید جلوى آنها را بگیرید، حسین بن على بر علیه نظام مقدس یزید دارد اقدام مى‌کند، باید برویم جلوى او را بگیریم و نگذاریم بیاید، شریح قاضى و اینها گفتند که چون بر علیه نظام یزید ایشان قیام کرده باید جلویش را گرفت.1 بسیار خوب بروید جلوى او را بگیرید، با این عنوان که برویم جلو را بگیریم و او را ازبین ببریم یعنى برویم بکشیم و شمشیر بکشیم و تیر و نیزه و تمام مى‌کنیم! با این نیت جلو مى‌آید جلو جلو و این عین ثابتش در آن فعلیت، آن افکار را ایجاب مى‌کند.

    1. . جهت اطلاع بیشتر رجوع شود به إحقاق الحق، ج 29، ص 614؛ الفتوح، ج 5، ص 46 ـ 49؛ تاریخ الطبری، ج 5، ص 349 و 365.
/ 260