اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی

14٬630
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

20
  • این آدمى که بلند شود منی که مى‌خواهم بمیرم به من آب دهد، اینکه مى‌تواند در آن موقع من را ازبین ببرد نمی‌برد، بعد در یک موقعیت ضعیفى قرار بگیرد، آن‌وقت بگویم که هان در یک موقعیت قرار گرفتى من مى‌خواهم این کار را بکنم؟! این نهایت بى‌حیایى است، نهایت قساوت، نهایت سَبُعِیت، نهایت وحشی‌گری، نهایت حیوانیت را مى‌خواهد که در یک هم‌چنین موقعى این کار را انجام دهد! کى این را انجام مى‌دهد؟! فطرت! همین فطرت! اصلاً کارى به امام حسین نداریم، چرا از امام حسین خرج کنیم؟! یک کمونیستى بیاید این کار را انجام بدهد با او جنگ نمى‌کنیم و می‌گوییم که کارى به کار تو نداریم.

  • ببینید دین اسلام که براساس فطرت است این است؛ این دین براساس فطرت است و این عین ثابت بالا مى‌آید و دائماً تغییر پیدا مى‌کند، حالا با قضایاى مختلف! در وقتى که حر بن یزید ریاحى به‌طرف امام حسین آمد عین ثابتش خیلى تفاوت کرد با آن موقعى که از کوفه حرکت کرده بود و لشگر را به‌‌سمت سیدالشهدا گسیل داشته بود. خیلى در این وسط تغییراتى پیدا شد، مسائلى عوض شد، دیدگاه‌ها تغییر کرد، تازه امام حسین را شناخت، آن موقع نمى‌شناخت، آن موقع درست نمى‌شناخت! حالا برخورد کرد و آن مردانگى را دید، آن آزادى مطلق که هیچ مویى لاى درزش نمى‌رود را دید، لذا در آن عین ثابت شروع به تغییر و تحولات کرد و مدام آن عین ثابتش در عینِ عینِ ثابت بودن به تجرد خودش را نزدیک کرد و همین مطلب مى‌رود مى‌رود تا به مسئلۀ فناء مى‌رسد. إن‌شاءالله جلسۀ آینده بحث را ادامه می‌دهیم.

  • لذا اینها خودشان را با آن موقعیت قبلى دوتا نمى‌دیدند، بلکه مى‌دیدند همان هستند که این شدند، اگر دوتا ببیند نباید چیزى به یادش بیاید، چون دو شخصیت است و دیگر کارى که او کرده به من چه؟ همان است ولى تغییر پیدا کرده است.

/ 613