
فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود
تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود میپردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز میشود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا میکند. استاد با نقد دیدگاههایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی میدانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آنها در حقیقتِ هستی تأکید میورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی میشود. ایشان با ذکر نمونههای تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان میدهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیتهای جدیدی مییابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورتهای سلوکی را به روشنی ترسیم میکند.
فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود
2اول این مسئلۀ صوت خوب روشن بشود بعد راجع به مابهالاِفتراقش صحبت مىکنیم، وقتى که آن حقیقت صوت یک حقیقت واحده باشد در خروج این صوت و در شکلگیری این صوت ما مىبینیم که مظاهر مختلفى در اینجا ظهور دارند؛ یک مظهریت، مظهریت حرف سین است، یکی حرف شین است، دیگری حرف یاء، جیم، حاء، خاء، دال و امثالذلک است که ما براى هرکدام از اینها حکم جداگانه و لحاظ مختلفى داریم و از ترکیب این لحاظهاى مختلف معناى مختلفى قصد مىشود و بهطورکلى این اسامىای که براى این معانى وضع شده همه براساس اختلاف در اصل و منشأ این حروف است.
براى این مسئله ما مسائل مختلفى قصد مىکنیم و معانى مختلفى قصد مىکنیم. در طرز چیدن حروف ما ملاحظۀ آن معنا را مىکنیم، وقتى که بخواهیم یک معناى شدیدى را به مخاطب القاء کنیم، با حروفى القاء میکنیم که بتواند آن شدت را در خود حمل کند و اگر بخواهیم معناى لطیفى را به مخاطب بفهمانیم معناى محبت، عشق، دوستى، ودّ، عطوفت و امثالذلک را با الفاظ درشت انجام نمیدهیم! آن طبع انسانى و فطرت سلیم انسانى در اینجا هم باز مىبینیم که تأثیرگذار است. فطرت عجیب است! واقعاً مسئلۀ فطرت یک مسئلۀ عجیبى است که در همۀ موارد حتى در تسمیهها و حتى در ملاحظات مىبینیم که این مسئله وجود دارد یعنى نمود خارجى دارد.
در قضایا و مطالبى که مىخواهد نسبت به آنها حکومت و قضاوت کند با همان کیفیت ارتباط خودش با مبدأ عدل و مبدأ رحم و مبدأ عطوفت و رأفت مىآید مسائل را از آن دریچه مىسنجد و هرچه را که ببیند مخالف است رد مىکند و هرچه را ببیند موافق است قبول مىکند حتى در مورد تسمیه و حتى در مورد کیفیت انتخاب حروف هم مىبینیم که این فطرت مىآید و کلماتى را انتخاب مىکند که بتواند جور دربیاید حالا یک شخصی که از دایرۀ عقل و فطرت سلیم خارج شده آن مسئلۀ دیگرى است.
