
فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود
تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود میپردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز میشود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا میکند. استاد با نقد دیدگاههایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی میدانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آنها در حقیقتِ هستی تأکید میورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی میشود. ایشان با ذکر نمونههای تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان میدهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیتهای جدیدی مییابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورتهای سلوکی را به روشنی ترسیم میکند.
فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود
3این فطرت مىآید برایناساس حروف را در کنار یکدیگر قرار میدهد تااینکه به همان معناى مطلوب به آن کیفیت برسد، این تعیّن تعیّن ثانى میشود و تعیّن دیگر که خب تعیّن ثالث است، تشکیل کلمات است، تعیّن رابع فرض کنید که تشکیل جملات است، همینطور تشکیل مقالات است، تعیّن خامس و سادس و همینطور جلو بروید هرچه را که بعد برایناساس تحقق خارجى پیدا میکند بهواسطۀ آن ذهنیت و بهواسطۀ تصرفات خود فرد، آن دیگر در اختیار اوست که چگونه مىتواند این مسائل را جلو ببرد و همینطور خودش یکى پس از دیگرى بتواند خلق تعیّن کند.
آن تعیّن اول و ثانى فعلاً مورد بحث ماست که چطور این دوتا تعیّن در کنار یکدیگر هستند و در یکدیگر معیت دارند. شما نمىتوانید آن تعیّن اول را بدون تعیّن دوم در عین اینکه ظهور دارد، درعینحال ملاحظه کنید، امکان ندارد شما حروف را در خارج احساس کنید بدون اینکه آن مسئلۀ تعیّن اول که عبارت از منشأ صوت است در اینجا ملاحظه شده باشد.
در مظاهر وجود و در خارج وقتى که موجودات را شما مشاهده مىکنید ظهور آن تعیّن اول که وجود بالصرافه است، آن ظهور باعث وجودات و باعث ظهور اشیاء و تعیّنات خارج در قوالب مختلفه است؛ چه مادى و چه غیر مادی.
الآن که این دستگاه در مقابل من است این خودش یک نوع تعیّنى از تعینات است و این با کتاب متفاوت است با این آب که در اینجاست متفاوت است با این فرش و اینها تفاوت دارد، این تعیّن و خصوصیتى که الآن در اینجا قرار گرفته است، هزار طور مسائل و تعیّنها یکى پس از دیگرى آمده تا این را به این کیفیت درآورده است. حالا این حقیقت خارجیه که الآن دارم مشاهده مىکنم و اثر خاصى را از این مىبینم و خودم از این اثر خاصى را تقاضا مىکنم چرا آن اثر را از چیز دیگر و شیء دیگر تقاضا نمىکنم؟ چون آن خاصیتى که در این است در آن نیست.
