اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود می‌پردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز می‌شود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا می‌کند. استاد با نقد دیدگاه‌هایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی می‌دانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آن‌ها در حقیقتِ هستی تأکید می‌ورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی می‌شود. ایشان با ذکر نمونه‌های تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان می‌دهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیت‌های جدیدی می‌یابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورت‌های سلوکی را به روشنی ترسیم می‌کند.

فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود

4
  • من‌باب‌مثال بنده به‌جاى میکروفون نمى‌توانم ظرف آب را درقبال خودم قرار بدهم بعد یک ساعت صحبت را در این ظرف آب ضبط شده و تصحیح شده پس بگیریم، این ظرف آب براى خوردن و براى رفع عطش است و این‌هم براى کار دیگرى است که از او برمى‌آید و او را انجام می‌دهد. این حقیقت خارجیه بدون آن خمیرمایه‌ای که در او باید باشد که عبارت از همان وجود بحت و بسیط است ـ نه منبسط، وجود منبسط همین چیزهایى است که ما داریم مشاهده مى‌کنیم که از آن به تعیّن ثانى تعبیر مى‌شود ـ آن وجود بحت و بسیط که لا ثانى له و لا ثالث و مقابلى را نمى‌پذیرد و نِد و نظیرى را قبول نمى‌کند این وجود آیا ما مى‌توانیم بدون درنظر گرفتن این وجود بحت و بسیط، قوام و ظهور و استقلال براى این امرى که از او توقع داریم ملاحظه کنیم؟! نمى‌شود.

  • اگر شما آن وجود بحت و بسیط که مبدأ اول و مبدأ اعلاى براى همۀ تعینات است را درنظر نیاورید عقلاً حکم به انحاء و به اعدام این امر خارجى کردید و این مسئلۀ بسیطى است. اگر شما آن حقیقت اولایى که در گلوى شما و در دهان شما است را درنظر نیاورید دیگر نه سین مى‌توانید تصور کنید نه جیم تصور کنید نه چ و الف، هیچ چیز قابل تصور نیست یعنى [مثلاً] بگویید که ما حروف خارجى داریم و این حروف خارجى از یک عالم دیگر و از یک منشأ دیگر آمده بدون اینکه ریشۀ آن حروف و ریشۀ آن اصوات براى ما مورد نظر قرار بگیرد، بدون این مسئله ما حکم به نابودى و فناء این اشیاء کردیم، فناء یعنى فناى خارجی، فناء خارجى که دیگر گوش شما اگر گوش بوعلى هم بود قابل استماع نبود.

  • دیدید بعضی‌ها که ناراحتى در ناى و اینها دارند و اصلاً صوت ندارند و باید به‌وسیلۀ دستگاه تحریک ارتعاش تارهاى صوتى صدا از اینها خارج بشود؟! آنها این منشأ را ندارند؛ آن منشأ مولّد براى صوت را ندارند، خب وقتى که ندارند طبعاً ظهورى هم نیست، یک فناى خارجى ـ تصور کنید دارم چه مى‌گویم ـ و فناى تکوینى در اینجا وجود دارد که قابل براى استدراک نیست؛ آن اشیائى که ما داریم ملاحظه مى‌کنیم.