
فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود
تبیین نسبت میان تعینات خارجی و حقیقت واحده هستی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق مسئله «فنای اعیان ثابته» در حقیقت وجود میپردازند. بحث با تحلیل مثال صوت آغاز میشود تا روشن گردد که چگونه یک حقیقت واحده در عین وحدت، ظهورات و تعینات متکثری پیدا میکند. استاد با نقد دیدگاههایی که تعینات خارجی را صرفاً نمودهای وهمی میدانند، بر واقعیت داشتنِ این تعینات در عینِ فنای آنها در حقیقتِ هستی تأکید میورزند. در ادامه، سیر تحولِ وجودی انسان و نقش مجاهده و معرفت در ارتقای این تعینات بررسی میشود. ایشان با ذکر نمونههای تاریخی همچون تحولِ وجودی حر بن یزید ریاحی و زهیر بن قین، نشان میدهند که چگونه عین ثابت انسان در عینِ بقا، با حرکت در مسیر کمال و تجرد، دائماً فعلیتهای جدیدی مییابد تا در نهایت به مقام فنای شهودی و بقای بالله نائل گردد. این بحث، پیوند میان مباحث دقیق فلسفی و ضرورتهای سلوکی را به روشنی ترسیم میکند.
فنای اعیان ثابته در حقیقت وجود
1درس ششصد و شصت و نهم
بحث راجع به عین ثابت (2)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
عدم منافات تعیّن ثانى با تعیّن اول
تعیّن ثانى، ظهور تعیّن اول
راجع به مسئلۀ تعیّن اول و تعیّن ثانى خدمت رفقا عرض شد که این تعیّن ثانى منافاتى با تعیّن اول ندارد بلکه ظهور تعیّن اول است و این ظهورات گرچه در خارج با یکدیگر تفاوت دارند و براى هرکدام از اینها حکم جداگانه لحاظ مىشود ولى درعینحال آن حقیقت اولىٰ و مبدأ این ظهور در همۀ آنها یکى است و هیچ اختلافى ندارد بلکه آن حقیقت واحدهای است که در ذات خودش بسیط است و ترکّب و حد ندارد و حد و ترکب موجب خروج آن حقیقت واحده از هویت اولىٰ خودش و غلطیدن به عوارض و به تبعات و توالى فاسدۀ دیگر خواهد شد.
براى تقریب این مسئله ما از صوت استفاده کردیم و مثالهاى متفاوت دیگرى دارد ولى مثال صوت در اینجا مىتواند گویا باشد بهواسطۀ لحاظهاى مختلفى که انسان مىکند. منشأ و مبدأ هر صدا یک حقیقت واحدهای است که آن تفاوتى نخواهد کرد، آن منشأ که عبارت از همان خروج هوا بعد از تماس با آن محیطِ مولّد صوت که تارهاى صوتى در دهانۀ ناى هست، بعد از این مسئله ما مىبینیم که این هوا داراى ظهورات متفاوتى خواهد شد به ملاحظۀ محیط اطراف و جوانب خودش، اصل و حقیقت صوت حقیقت واحده است منتها در ارتباط با جوانب شکلهاى مختلفى پیدا مىکند. اختلافى که بین این مثال و ممثَل هست در این است که در اینجا خود حقیقت واحده و منشأ واحد ارتباطى با محیط اطراف ندارد و بهواسطۀ قرار گرفتن در جریانهاى مختلف و جوانب مختلف ظهورات متفاوتى پیدا مىکند. این مطلب را براى بعد مىگذاریم که همین قضیه منشأ براى اشتباه و خلطى است که بین اعلام شده و نتوانستند مسئلۀ تشخّص در وجود را با تشکیک در وجود به همان مبنایى که ما عرض کردیم بتوانند باهم مقترن کنند و توفیر بدهند.
