
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره میشود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی میپردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح میکنند. در این مسیر، تفاوت نگاههای عادی با نگاههای تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح میشود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیتهای آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم میشود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
1درس ششصد و هفتادم
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت (1)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
فى کیفیةِ أخذِ الجنسِ منَ المادَه وَ الفَصل ِمنَ الصورة.1
این فصل همانطوریکه قبلاً ذکر شد در بیان استنتاج ذهنى و عقلانى انتزاع جنس از ماده و همینطور فصل از صورت [است]. آنچه که تابهحال در منطق مطرح مىشده همین بوده است که مسئلۀ جنس و فصل همان صورت و ماده است منتها با یک جنبۀ سِعی که در جنس هست و یک جنبۀ تضیّق و جزئیت که در صورت هست، این تفاوت بین جنس و ماده است و همینطور در مسئلۀ فصل هم همین جنبۀ عام و سعی در مورد یک ماهیت هست و جنبۀ جزئیت و مصداقیت در مورد مائزیت و هویت شیء است. شکى نیست که تعیّن اشیاء به تشخّص آنهاست و شیء تا از چیزى تشخص پیدا نکند متعین نمىشود بلکه در مسئلۀ ابهام باقى مىماند.
راه نداشتن ابهام در ذات بارى
همینطور این قضیه در ذات بارى هست؛ در ذات بارى هم ابهام راه ندارد و اینکه ما نمىتوانیم به کنه حقیقت وجود برسیم و آن کنه حقیقت وجود براى ما ناشناخته است، بهجهت ابهام در مصداقیت نیست بلکه بهجهت جنبۀ تضیّق و تجرد او از آن مدرکات و متشخصات خارجی است نه بهجهت اینکه خود آن حقیقت بارى داراى ابهام است.
آنچه ما از حقایق خارجیه ادراک مىکنیم ادراکات محسوس و ملموس است و ما با آن ادراکات به سراغ حقیقت بارى مىرویم و با آن ادراکات مىخواهیم ماهیت بارى را انتزاع و استنتاج کنیم. طبعاً این ادراکات نمىتواند ما را به آن حقیقت صرافت وجود برساند زیرا آنچه که از صورتبردارى این مسائل خارجى در ذهن حاصل مىشود عبارت از ماهیاتى است که جنبۀ خارجى آنها جنبۀ مادى است و حیثیت خارجى آنها حیثیت مادى است. اگر ما بخواهیم خیلى دقیقتر از این مطلب فکر کنیم و راجع به آن تأمل کنیم، نمىتوانیم از آن حقایق مثالیۀ متصل خود که بهصورت وجودات ذهنی هست فراتر برویم یعنى علاوه بر آن تعینات خارجی که ماهیات متکونۀ ملموس و محسوس هست، یکسرى مطالب و حقایقى هست که این حقایق در ذهن قرار مىگیرد و وجود آنها وجود ذهنى است و حتى وجود آنها قویتر از وجود خارجى است چنانکه قبلاً هم صحبت شد.
- . الحکمة المتعالیة، ج 2، ص 37.
