
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره میشود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی میپردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح میکنند. در این مسیر، تفاوت نگاههای عادی با نگاههای تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح میشود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیتهای آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم میشود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره میشود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی میپردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح میکنند. در این مسیر، تفاوت نگاههای عادی با نگاههای تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح میشود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیتهای آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم میشود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
12امکان وجود ابهام ذهنى در تشخص
تلمیذ: فرمودید که کتاب تشخص پیدا نکند، در ابهام مىماند. الشىءُ ما لَم یَتشخَّص لم یوجد است؟
استاد: بله.
تلمیذ: در ابهام مىماند؟
استاد: خب ابهام است.
تلمیذ: لا یوجَد ابهام است؟
استاد: بله، در خود مسئلۀ مبهم، یک وقت ابهام ذهنى است و یک وقت ابهام خارجى است؛ در تشخص، ابهام خارجى وجود ندارد و ممکن است ابهام ذهنى در تشخص وجود داشته باشد یعنى ممکن است یک شیئی متشخص باشد و از یک نقطه مبهم نیست ولى از یک نقطۀ دیگر مبهم است! ابهامى که در ما لم یتشخص لم یوجد گفته میشود، ابهام به معناى عدم است یعنى تا شیء وجود خارجى پیدا نکرده است، در مقام ابهام از نقطهنظر تحقق است که تحققش به چه شکل، حد، عرض و صورت است؛ همهطور مىشود. تا زید بهوجود نیامده است، هر نوع شکلى مىتوانید به او [نسبت بدهید] که فرزند این شخص به چه شکلى خواهد بود؛ آیا به مادرش رفته است؟ به بابایش رفته است؟ به هیچکدام نرفته است بلکه به یکى دیگر رفته است! اینها چیزهایى است که اتفاق مىافتد! ولى وقتى که ژن او را آزمایش دادند و DNA او را درآوردند، مىگویند که این برای تو است، بردار ببر! گاهى اوقات اتفاق افتاده است که در بیمارستانها بچهها را عوض مىکنند؛ این پسر مىخواهد و او دختر مىخواهد، [پسر را] جاى [دختر] مىگذارند! یک همچنین چیزهایى اتفاق افتاده است! بیچاره بچه بهدنیا نیامده روى پیشانى او از این [کاغذهای بزرگ میچسبانند و] مىنویسند که او برای این است که از این مشکلات پیش نیاید!
یک موردى در فامیل دور ما اتفاق افتاده بود که جای بچه را عوض کرده بودند! مادر بچۀ خودش را نمىخواست و یک بچۀ دیگر را مىخواست که پسر بود و بچۀ او دختر بود! اتفاقاً پدر همان بچه هم اهل علم بود، هرچه پدر مىگفت: این قضیه [صحیح نیست]، آخر حساب بعد را بکن که بعد چطور به تو محرم مىشود؟! [این کار] حرام است! هیچ قبول نمىکرد و بالأخره از این بچههاى بیچاره خون گرفتند و بردند و پدر و مادر را ثابت کردند که این دیگر ناچار شد قبول کند والاّ نمىپذیرفت!
