
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت میپردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره میشود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی میپردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح میکنند. در این مسیر، تفاوت نگاههای عادی با نگاههای تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح میشود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیتهای آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم میشود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.
تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت
2این وجود ذهنى هم گرچه براى خودش یک حقیقتى مجردتر از وجود خارجی دارد ولى باز درعینحال داراى صورت و داراى مِیز است و هرکدام از این صور با دیگرى متمایز و متفارق است درحالیکه حقیقت وجود داراى میز نیست و بلکه او موجب این صور و حقایق ذهنیه و عقلانیه است. از اینجا متوجه مىشویم همانطوریکه در حقایق خارجیه، خود آن ماهیت خارجى نفس الوجود نیست بلکه آن تشکل و مُنتَج وجود است و وجود بهواسطۀ عروض بر ماهیت تشکل خارجى را ایجاد کرده است و همینطور نسبت به حقایق ذهنیه هم مسئله به همین کیفیت است. این حقایق ذهنیه امور متأثرهای نیستند که از آن اول بوده باشند و إلى أبد الآباد داراى استغناء ذاتى روى پاى خودشان باشند! آنها هم بهواسطۀ حقیقت وجود، وجود ذهنى پیدا مىکنند و بهواسطۀ وجود ذهنی، وجود خارجى پیدا مىکنند. این مسئله هم در مورد ما هست و هم در مورد آنهایى که مشرف و مستبصر نسبت به این حقایق ذهنیه هستند که آنها داراى اراده هستند و صاحبان اراده و عزم که به آنها أولِى العزم گفته مىشود؛ عزم به معناى اراده است و افرادى که اینها بهواسطۀ همت و اراده ایجاد هویتهاى خارجى دارند.
ایجاد امری در خارج بهواسطۀ عزم و اراده توسط افراد اولِى العزم
آنچه را که یک ولیّ و صاحب نفس ـ حالا چه پیامبر یا امام یا فرد ولىّ ـ در خارج ایجاد مىکند، آن امرى را که در خارج ایجاد مىکند بهواسطۀ عزم و اراده است. حضرت عیسى که در آیۀ شریفه دارد: ﴿وَإِذۡ تُخۡرِجُ ٱلۡمَوۡتَىٰ بِإِذۡنِي﴾1 این احیاء موتىٰ به عزم و اراده و همت برمىگردد یعنى قبل از اینکه این میتی که بهصورت حجر قرار گرفته است و مثل حجر هیچ حرکتى ندارد و هیچ نمادى از حیات در او دیده نمىشود احیاء بشود، ارادۀ حضرت عیسى و پیامبر در نفس خودش تحقق پیدا مىکند و این وجود خارجى حیات بهواسطۀ وجود نفسى احیاء، آن شکل خارجى خودش را پیدا مىکند. حضرت عیسى در نفس خود تصرف مىکند و این تصرف در نفس موجب تحقق امر خارج مىشود نهاینکه نگاه به این مرده کند و با نگاه کردن به مرده [او زنده شود]! این نگاه را ما هم مىکنیم پس چرا تأثیرى ندارد؟! بین نگاه ما و نگاه او چه فرقى است که هردو نگاه مىکنیم حتى چشم ما شاید از چشم حضرت عیسى قویتر هم باشد ولى چرا نگاه ما این موتىٰ را احیاء نمىکند ولى نگاه او این موتىٰ را احیاء مىکند؟! دلیلش این است که او با این چشم نگاه نمىکند بلکه با چشم دل نگاه مىکند! وقتى که در آن موتىٰ اراده میکند و با ارادۀ او این مسئله انجام مىشود، این مسئله در نفس او تحقق پیدا مىکند، آن صورت موتىٰ که در نفس او قرار دارد با تصرفى که نسبت به آن صورت در نفس خود مىکند، این تصرف موجب مىشود که آن بدن و جنازهاى که روى زمین افتاده یا درون قبر است احیاء و زنده شود و آن حرکت و حیات در او ایجاد شود که در اینجا این به عزم برمىگردد، عزم یعنى اراده!
- . سوره مائده (5) آیه 110. معادشناسی، ج 5، ص 308:
«و در آن زمانى كه مردگان را به اذن من از میان قبورشان زنده مینمودى و خارج میكردى!»
- . سوره مائده (5) آیه 110. معادشناسی، ج 5، ص 308:
