اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره می‌شود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی می‌پردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح می‌کنند. در این مسیر، تفاوت نگاه‌های عادی با نگاه‌های تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح می‌شود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیت‌های آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم می‌شود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

4
  • این مشاهداتى که در اینجا مى‌شود از کجاست و این مسئله از چه قضیه‌اى پیدا می‌شود؟! حالا به‌واسطۀ استعداد نفسانى؛ نفس به‌واسطۀ ریاضاتى که دارد و تربیت و تزکیه و سلوک عملى که دارد، آماده و مهیا براى تلقى یک هم‌چنین صورتى مى‌شود. در مقام فعل هم همین‌طور است و مشاهده‌اى که نفس مى‌کند خودش یک نوع احیاء است و مشاهده‌اى که انسان مى‌کند و مکاشفاتش خودش یک نوع تصرفات است منتها ما این تصرفات را در باب احیاء به‌حساب حضرت موسى مى‌گذاریم و خداى بیچاره را در اینجا کنار مى‌گذاریم و اصلاً کارى به کار او نداریم! مى‌گوییم: حضرت موسى این کار را کرده است ولى در مورد مشاهدات و مکاشفات مى‌گوییم: از آن‌طرف آمده است! مثلاً این شخص نشسته است و یک‌مرتبه صورتى براى او روشن مى‌شود و حقیقتى از وقایع آینده براى او منکشف مى‌شود؛ قضیه‌اى از قضایاى ماسبق براى او مشخص مى‌شود، این را به حساب خودش نمى‌گذاریم بلکه به حساب آن‌طرف می‌گذاریم که آنها برایش آوردند درحالی‌که هردو یکى است و یک مسئله است و هردو تصرف نفس است و آن تصرف نفس به‌صورت اطلاع بر غیب منکشف مى‌شود و این تصرف بر نفس به‌واسطۀ اعمال احیاء منکشَف مى‌شود؛ به‌واسطۀ ﴿وَتُبۡرِئُ ٱلۡأَكۡمَهَ وَٱلۡأَبۡرَصَ بِإِذۡنِي﴾1 منکشَف مى‌شود، هردو قضیه یکى است! به‌واسطۀ شق‌القمر پیدا مى‌شود؛ رسول خدا صلّی الله علیه و آله و سلّم که شق‌القمر کرد و با انگشتش به ماه اشاره کرده این‌طور نبوده است که از نظر عوامانه و عامیانه پیغمبر نشسته و دستش را بالا برده و دعا کرده و بعد به‌واسطۀ دعا خدا هم این ماه را دو نصف کرده است، نه! هر کارى که کرده پیغمبر کرده و هر کارى که کرده خدا کرده است یعنى در اینجا یک حقیقت بیشتر نیست! پیغمبر اگر بدون خدا مى‌کرد خب مثل ما بود، شما انگشتتان را هم نمى‌توانید تکان بدهید چه برسد به اینکه بخواهید ماه را نصف کنید! شما نمى‌توانید آجر را با انگشت دو نیم کنید! آجر را نصف کن، ببین انگشت خودت نصف مى‌شود! یک گچ را هم نمى‌توانید [نصف کنید] چه برسد به اینکه نهصد هزار کیلومتر راه بالا برود و بعد هم به یک هم‌چنین کره‌اى بخورد و آن نصف شود! اینها همه توهمات و تخیلات است. اگر این قضیه به خود پیغمبر بدون ارادۀ ربوبى مربوط بود، خب چطور ما این اراده را داریم ولی نمى‌شود؟! و اگر قضیه مربوط به خود ارادۀ ربوبى بود، خب چرا پیغمبر این کار را کرد؟! مى‌خواست فیلم دربیاورد و به بقیه بگوید: این انگشت من را ببینید الآن اشاره به ماه مى‌کند و ماه را نصف مى‌کند؟! خوب فیلم‌بردارى و عکس‌برداری کنید و نشان بدهید تا نگویید که یک شهابى به وسط ماه خورده و ماه را نصف کرده است! شهاب‌هایى داریم که از کرۀ زمین بزرگ‌تر است و خود این شهاب‌ها صدها برابر کرۀ زمین هستند و قبل از اینکه به زمین بخورد اگر هوایش به کرۀ زمین بگیرد، همۀ ما هوا رفتیم! اینها واقعیت است. اینها چیزهایی است که مى‌گویند، خب حالا آنها از کجا می‌گویند نمى‌دانیم، در مقالات خوانده‌ایم!

    1. . سوره مائده (5) آیه 110. معادشناسی، ج 5، ص 308:
      «و كور مادرزادى كه چشم‌هاى او به‌كلى محو بود و كسى را كه به مرض پیس مبتلا بود، به اذن من شفا می‌دادى!»