اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

تحلیل نسبت اراده و عزم در تحقق حقایق خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین مبانی فلسفی و منطقی انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت می‌پردازند. بحث با بررسی جایگاه تشخص در موجودات آغاز شده و به این نکته اشاره می‌شود که هر موجودی برای خروج از ابهام، نیازمند صورت و تشخص است. در ادامه، استاد با عبور از مباحث انتزاعی، به پیوند میان اراده و تحقق حقایق خارجی می‌پردازند و با استناد به آیات شریفه، نقش عزم و اراده در تصرفات نفسانی انبیا و اولیا را تشریح می‌کنند. در این مسیر، تفاوت نگاه‌های عادی با نگاه‌های تصرفی اولیا تبیین شده و این حقیقت مطرح می‌شود که اراده فاعل، در طول اراده پروردگار، عامل اصلی تحقق امور در عالم خارج است. در نهایت، بحث به تبیین جایگاه ماده و صورت در علوم تجربی و محدودیت‌های آن در شناخت حقیقتِ هستی ختم می‌شود تا مخاطب دریابد که شناخت کنه اشیا فراتر از ابزارهای مادی است.

تبیین کیفیت انتزاع جنس و فصل از ماده و صورت

13
  • مسئلۀ ابهام در آنجا به معناى مسئلۀ عدم است یعنى شى‌ء تا وجود خاصى پیدا نکرده و لباس وجود به خودش نپوشانده است هرگونه احتمال تفرق ماهیتى بر او مى‌رود. ابهامى که در اینجاست از نقطه‌نظر عدم تصورش به ‌صورت نوعیه است، شما وقتى که یک مادۀ لحمیت را درنظر بگیرید خب این یک ماده‌اى دارد و الآن صورت او صورت لحمیت است ولى همین ماده‌اى که در این است و الآن به صورت لحمیت درآمده است و شما مى‌توانید بگویید: هذا لحمٌ و اشارۀ خارجى کنید ممکن است صورت نوعیۀ او را تغییر بدهد لذا آن در ذات خودش مبهم است! مبهم به این عنوان که تا صورت بر این عارض نشود قابل اشارۀ حسیه نیست، باید صورت به آن عارض بشود که هم قابل اشاره بشود و هم قابل تسمیه بشود. شما مى‌خواهید به این ماده‌اى که در این هست چه بگویید؟! می‌خواهید آجر و خاک بگویید؟! نه خاک است و نه آجر است! نه لحم است و نه عظم است! بلکه یک ماده‌اى است که حالا در این مواد اولیه‌اى که درآوردند هم در مادة المواد آن حرف است که بالأخره قضیۀ این ماده در اینجا چیست؟ لذا نمى‌توانند این را بفهمند.

  • مجهول بودن چگونگی تبدیل مجرد به ماده

  • اینهایى هم که امروزه مى‌گویند، همه کشک است؛ جدول مندلیف و ...! اینها همه بعد از این است که صورت‌بندى پیدا شده است اما قبل از این صورت‌بندى بالأخره این ماده چیست و چطور مجرد تبدیل به ماده شده است قابل تشخیص نیست! هر آزمایشگاهى هم که الآن بخواهد ماده را تجزیه کند بالأخره به همین عناصر معدنى و غیرذلک دیگر مثل سدیم، ید، فسفر، آهن، گوگرد و این چیزها تجزیه مى‌کند درحالی‌که خود آنها داراى صورت نوعیه هستند و اگر صورت نوعیه نبودند در اینجا تسمیۀ گوگرد و آهن [بی‌معنا بود]! چرا به آن یکی گوگرد نمى‌گویی و به این آهن نمى‌گویی؟! اینکه الآن شما گوگرد را به گوگرد و سدیم را به سدیم و پتاسیم را به پتاسیم تسمیه کردید برای چیست؟! به‌خاطر این است که این الآن صورت نوعیه به خود گرفته است؛ وقتی صورت نوعیه که به خود مى‌گیرد از حالت ابهام بیرون مى‌آید و یک حقیقت خارجیه مثل سایر حقایق پیدا مى‌کند درحالی‌که بحث ما از این بالاتر است! آن ماده‌اى که خود گوگرد دارد و به این صورت تبدیل شده چیست؟! یعنى آن مادۀ اوّلى چیست؟ حالا اینها مى‌گویند: یک شی‌ء در عالم بود و پخش بود و بیگ بنگ اتفاق افتاد و یک ماده یک‌دفعه متراکم شد و تبدیل به گازهایى شد و گازها درهم آمیخته شدند! آن مادۀ اوّلیۀ گاز چیست؟ آن چیزى است که در هیچ آزمایشگاهى قابل تشخیص نیست زیرا همین‌که اسم مى‌گذارید و مى‌گویید: این این است،‌ خودش ماده و صورت دارد! تااینکه باید به یک نقطه‌اى برسید که در آن نقطه، حلقۀ مفقودۀ بین وجود مجرد که وجود مثالى است و ماده پیدا بشود و در آنجا صحبت بشود و این با چیزهاى عادى پیدا نخواهد شد.