اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات

بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید می‌شود. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچ‌یک بدون دیگری در خارج عینیت نمی‌یابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته می‌شود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی می‌گردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود می‌گیرد.

تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات

1
  • درس ششصد و هفتاد و یکم

  • کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت (2)

  • أعوذ بالله من الشیطان الرجیم

  • بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم

  • عرض شد که در کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت اشکالى وارد است و مبتنى بر عدم تفاوت ماده و صورت در کیفیت اخذ جنس از هردو است. عرض شد که ماده عبارت از همان هیولا در وضعیت استعداد است و همین‌طور صورت عبارت از آن جنبۀ فعلیت و ظهور خارجى ماده در تشخص و تعیّن جسمى است ‌و هرکدام از این دو، دو جنبه دارند که همان جنبۀ جنسى و فصلى آنها را تشکیل مى‌دهد و به همان جهت ایرادى در اینجا وارد است. اگر قرار باشد که جنس را از ماده اخذ کنیم بنابراین چه اشکالى در اینجا هست که خود صورت که در واقع در تحلیل عقلى ـ نه در تحقق خارجی ـ به جنس و فصل تقسیم مى‌شود، این جنس از صورت اخذ نشود؟ آنچه که در تعیّن و تشخص خارجى مشاهده مى‌شود یک هیولا است که یک حقیقت مبهمه است یعنى در ذات خودش ابهام دارد در عین اینکه تحصّل دارد.

  • فرق بین ابهام و تحصّل

  • عرض شد که بین ابهام و تحصل فرق است؛ ابهام ممکن است وجود داشته باشد ولى ظهور نداشته باشد و این اشکال ندارد! یک امر مبهمی باشد که حقیقت آن امر مبهم به‌واسطۀ ابهام بودنش است منتها ظهور و بروزش به‌واسطۀ صورت نوعیه‌اى است که بر او حمل مى‌شود و آن صورت نوعیه جنبۀ فعلى دارد. شکى نیست که همۀ موادى که در خارج هستند فی‌حدّنفسه یک حقیقت سیّالى هستند که آن حقیقت سیّال به‌واسطۀ صور نوعیه‌اى که به خود مى‌گیرد، ظهور و بروز خارجى دارد و اگر آن صورت و تحقق خارجى آن فصلیت نبود، آن حقیقت سیّال هم نمى‌توانست تشخص پیدا کند. پس می‌توان گفت که هرکدام از این دو مکمل یکدیگرند. اگر شما آن ماده‌اى که در یک شی‌ء خارجى مشاهده مى‌کنید وجود نداشته باشد در واقع آن صورت نوعیه هم نمى‌تواند وجود داشته باشد چون ما صورت نوعیه در هوا که نداریم، این صورت نوعیه باید به یک امر خارجى تعلق بگیرد و آن امر خارجى را متشخص و متعین و قابل اشاره کند. نفس حیوانیت یا نفس انسانیت، جسمیت انسان ـ حالا به روح انسان کار نداریم ـ که آن جنبۀ لحمیت، عزمیت، بشریت، شعریت و اینها را نشان مى‌دهد، نفس آن مادۀ جسمی بدون یک ماده که آن ماده وجود حقیقى این تعین خارجى است، نمى‌تواند امکان داشته باشد. ما لحم بدون وزن نداریم و لحم بدون لون نداریم و لحم بدون اعراض مثل امتداد در ابعاد ثلاثه نداریم، آنچه که داریم لحم با این خصوصیات است.