
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
7تبیین نظر مرحوم صدرالمتألهین در بحث کیفیت معاد جسمانی
آنچه را که مرحوم صدرالمتألهین در بحث معاد مطرح مىکنند به آن مقتضاى کیفیت تحقق اشیاء در عالم ثواب و جزا اشاره دارد که اگر نفس بخواهد به یک قالب و بدنى دربیاید، در آنجا چه بدنى باید بهدست بیاورد؟ آیا همین بدنى که در دنیا است و الآن دارد صحبت مىکند همین بدن را نیاز دارد؟ نه، نیازى به این بدن ندارد زیرا شما با همین فرد در خواب بحث و صحبت مىکنید، پدرتان که از دنیا رفته است را در خواب مىبینید و واقعاً او را مىبینید و صبح که بلند مىشوید مىگویید: پدرم را در خواب دیدم. بابا جنازۀ پدرتان که سى سال پیش خاک شده است و الآن هم بروید نگاه کنید در قبر هم اثرى از او نیست. وقتى مىگویید: من پدرم را در خواب مىبینم خب چرا به شما ایراد نمیشود که پدرى که در خواب دیدهاید چیزى نبوده و بادکنکی بوده است! پدرت همان بود که جنازهاش را خودمان تشییع کردیم و لاالهالاالله گفتیم و در قبر گذاشتیم و روی آن را هم پوشاندیم و الآن هم خاک شده است و دیگر اثرش نیست، رفتیم و نگاه کردیم و دیدیم که خاک شده است و الآن هم یک جنازۀ دیگر در همان قبر گذاشتند! درحالیکه شما چهل سال از فوت پدرتان مىگذرد در خواب مىبینید که انگار دیروز فوت کرده است و اصلاً با او احساس غربت نمىکنید! شما چه چیزی را دیدید که اینچنین در وجدانتان ـ نه در تخیلتان ـ احساس حقیقت بودن با او را مىکنید که گویى اصلاً فوت نکرده و از دنیا نرفته است؟! خیلى جوان و شاداب و بشّاش مىآید و با شما صحبت مىکند و مطالب را مىگوید و واقعاً وجودش را در نفس خودتان احساس مىکنید، تخیّل نیست بلکه واقعیت است. درد مرحوم صدرالمتألهین و امثالهم به این است که میگوید: کاری به روز قیامت نداریم، خودتان بروید ببینید چه خبر است، شما خواهید رفت و خواهید دید! در همین دنیا که هستید آنچه را که در خواب مىبیند ـ حتی افراد زنده ـ [واقعیت دارد]! او در خانهاش نشسته و خوابیده است و شما او را در خواب مىبینید، چه چیزى را در خواب مىبینید؟ فردا مىگویید: آقا من شما را دیشب در خواب دیدم و گفتید که چرا سراغ من نمىآیى؟ تو چه رفیقى هستى که نمىآیى از ما احوالپرسى کنی؟! گفت: اتفاقاً چند روزى است که مىخواستم به تو تلفن کنم و بگویم که این چه رسم رفاقت است که خبر از ما نمىگیرى؟!
