
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
3صحبت در این است که این جسمى که الآن در خارج هست داراى سه مرتبۀ وجودى است و هرکدام از اینها اگر نباشند، خود آن جسم نخواهد بود و شکى در این نیست. مرتبۀ اول مرتبۀ ماده بودن این جسم است که این جسم یک مادۀ خارجى درقبال مادۀ عقلی است، شما مادۀ عقلى هم دارید؛ این تصورات ذهنى که مىشود داراى ماده و صورت است و اگر ماده و صورت نباشد دیگر تصور خارجى در اینجا معنا ندارد. ماده بودنش عبارت از همان حقیقت وجودیۀ کیفیۀ نفسیه است که آن حقیقت کیفیۀ نفسیه یعنى نفس الوجود ذهنى در عالم تجرد، آن نفس الوجود داراى یک حقیقتى است که آن حقیقت، حقیقت مجرده است و شما نمىتوانید آن حقیقت مجرده را جدا و منفک از صورت خودش بکنید. آن حقیقت مجرده در خود ذهن به صور مختلفى درمیآید؛ گاهى اوقات بهصورت انسان درمىآید و شما در ذهنتان تصور یک انسان مىکنید و گاهى اوقات همان بهصورت حیوان درمىآید و تصور حیوان مىکنید و هلمَّ جرّاً.
ترکّب مفاهیم از نقطهنظر تحلیل عقلى در صور عقلیه
بنابراین گرچه مفاهیم در اینجا مختلف هستند ولى خود مفاهیم از نقطهنظر تحلیل عقلى در صور عقلیه مرکب هستند منتها ترکیبشان ترکیب خارجى و سکنجبین نیست که شما مخلوط کنید! وجود آنها وجود مجرد و وجود تجردى است نهاینکه فرض کنید در خارج شکر و آب که هرکدام داراى یک صورت نوعیه هستند و تحقق خارجى دارند را با انضمام یکدیگر و ترکیب و مونتاژى که مىکنید، یک حقیقت خارجى و یک شیء خارجى درست کنید! این در اینجا به آن کیفیت نیست.
پس در خود صورت خارجى هم مسئله همین است، همینکه شما در ذهن خودتان فشار مىآورید و مىخواهید یک شیء و واقعیت را ترسیم کنید ...، آن مهندسى که مىخواهد یک دستگاهى را بسازد که این توقع از آن دستگاه برآورده بشود، آن مهندس در عقل و نفس خودش چه کارى انجام مىدهد و چه نیرویى اعمال مىکند تااینکه آن صورتى را که منطبق با خواستهاى او است و منطبق با نیات و اهداف و اغراض او است ایجاد کند؟! اگر آن صورت خارجى بسیط بود یکدفعه باید به محض اراده، آن صورت خارجى منطبع بشود چون بسیط است. بسیط که دیگر نیاز به ترکیب ندارد! بسیط که نیاز به اعمال رویه ندارد! بسیط که دیگر نیاز به اعمال قوۀ نفسیه و اینها ندارد! صرف یک صورت بسیط به محض اراده، آن صورت در او تجلى و در نفس او حضور پیدا مىکند.
