
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
13تلمیذ: پس مقام اطمینان نفس مقام تجرد محض نیست؟
مشکک بودن مقام اطمینان نفس
استاد: ببینید اطمینان خودش داراى مراتب است و یک مسئلۀ مقول به تشکیک است مثل مقام طهارت و همان خود تجرد یک حقیقت مقول به تشکیک است براى کسى که مرتکب واجبات و تارک محرمات بشود که این یک نوع طهارت است که در اینجا عدالت ظاهرى و اینها اثبات مىشود. یک شخصى است که مکروهات و ـ البته مکروهات به معناى مبغوضیت، بلکه همین کراهت اصطلاحی منظور است ـ مبغوضیت از او سرنمىزند خب آنهم یک مرتبهای است. بعد به یک مرتبهاى میرسد که ذهن و خاطرات ذهنى خودش هم بر طبق ما فیه رضی الله است و آنهم یک مرتبه است. بعد به یک جا میرسد که اعراض عن ما سوى الله است! همینطور دارد بالا مىرود تا به مراتب «حسناتُ الأبرار سَیئاتُ المقربین»1 میرسد که در آنجا نفسُ الإعراضِ عَن ما سوى الله و نفسُ التوجهِ و التُمایلِ إلى ما سوى الله براى او گناه است! خب این مرتبه خیلى تفاوت مىکند با آن کسى که فقط از نقطهنظر محرمات و واجبات به مرتبۀ ظاهر دست پیدا کرده و از اینها هیچ خبر ندارد! اطمینانى که براى این [هست این اندازه] است یعنى خدا در مقام اطمینان اگر شخص شخص متقى باشد میگوید: خب از همین مرتبه به مرتبۀ اطمینان رسیدی و در همین مرتبه اعمالت را انجام دادى، گناه نکردى، واجبات را انجام دادى، به تکالیف عمل کردى و دیگر از گرفتاریهاى دنیا راحت شدى و براى تو اطمینان به نعمت الهى حاصل شد! خب این یک اطمینان است، یک اطمینان هم ولىّ خدا پیدا مىکند و در هنگام رفتن برای او خطاب ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ﴾ میآید! آنهم یک اطمینان است، اطمینان مراتب مختلفى دارد.
تلمیذ: تأنیث را عرض میکنم که فرمودید روح وقتى که بالا هست [تأنیث و تذکیر معنا ندارد].
استاد: نه، فرق نمىکند پیغمبر هم اگر باشد و خدا بگوید: ﴿يَٰٓأَيَّتُهَا ٱلنَّفۡسُ ٱلۡمُطۡمَئِنَّةُ﴾، نفس پیغمبر الآن تعلق به بدن دارد و این نفس الآن مىخواهد قبض روح بشود نه آن روح، آن که قبض ندارد! این نفس الآن مىخواهد متحول بشود و برگردد.
- . كشف الغمة، ج ۲، ص ۲54.
