اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات

بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء می‌پردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید می‌شود. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچ‌یک بدون دیگری در خارج عینیت نمی‌یابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته می‌شود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی می‌گردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود می‌گیرد.

تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات

15
  • تلمیذ: جنبۀ تجردش پذیرای صور مختلفه است و تجردی که در اوست اقتضاى این را دارد که هر شکلی بشود.

  • استاد: بله، یعنى هر طورى مى‌خواهد بشود بشود!

  • تلمیذ: منظور این است که این وسعت و ظرفیت را دارد.

  • استاد: از قضیۀ ذکوریت پشیمان شدید؟!

  • تلمیذ: بله! ای کاش ...

  • استاد: در قضیه‌ای داریم که امام حسن علیه‌السّلام در مدینه در جایى نشسته بودند و ـ اتفاقاً روایتش صحیح است و در مناقب ابن شهرآشوب هست ـ داشتند صحبت مى‌کردند که مثلاً چرا با این معاویه صلح کردى؟ حضرت فرمود: اگر من بخواهم مى‌توانم همه کار بکنم منتها ما براساس مشیت خدا حرکت مى‌کنیم! اگر من بخواهم، مدینه را به شام مى‌برم و شام را به مدینه مى‌آورم! زن را مرد مى‌کنم و مرد را زن مى‌کنم! یکى آنجا بود که یک چیزی‌اش مى‌شد، گفت: اگر راست مى‌گویى بکن! یک‌دفعه حضرت فرمود که برو چادر سرت کن چرا اینجا جلوى مردها نشستى؟! چشم باز کردند و دیدند گیس درآورد! یک چیزهایی را ازدست داد و یک چیزهاى دیگر پیدا کرد و خلاصه فرار کرد و رفت! حضرت فرمودند: خب ما که این شخص را این‌طور کردیم، آن مخدرۀ در خانه را هم مرد کردیم! تا حالا این در خدمت او بود، از این به بعد او در خدمت این است! خلاصه در خانه رفت و دید که یک سبیل کلفتی در خانه نشسته است! گفت: تو کجا بودی؟! او گفت که تو تشریف بیاور با تو کار دارم! تابه‌حال جنابعالی رو و بالا تشریف داشتید و الآن نوبت من است و قرار است که جاها را عوض کنیم! البته حضرت فرمودند: اینها صاحب یک بچه هم می‌شوند. بعد حضرت فرمودند: اینها یک بچه هم پیدا مى‌کنند. خلاصه مدت‌ها بود و بعد آمد توبه کرد و حضرت هم آنها را سر جاى اول برگرداندند و گفتند: خلاصه هردو را امتحان کردید! او هم آدم خوبی شد.1

    1. الخرائج و الجرائح، ج 1، ص 237، با قدری اختلاف.