
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
16تلمیذ: بچه هم خنثىٰ بهدنیا آمد.
استاد: بله، خنثى بود و حضرت فرموده بود. قضیه چیست؟! حضرت این وسط چهکار کرد؟! بالأخره [این قضیه صحیح] هست و [اینطور] بوده است، چه شد؟! یعنى صورت رجولیت این را به جسمیت آن چسباند؟ نه، هرکدام سر جای خودش هست. آیا صورت نوعیۀ رجولیت او را تبدیل به انوثیت کرد یا آن رجولیت را به حال خودش باقى گذاشت و فقط در بدن و جسم تصرف کرد؟ نه، واقعاً آنطرف زن شد و آن یکی هم مرد شد نهاینکه آن مرد بود ولى احساسات زنانه داشت، این خیلى فرق مىکند! واقعاً زن شد! یک مرد چه چیزی مىخواهد و یک زن چه چیزی مىخواهد؟ آن احساسات و عواطفش چگونه است؟ این احساسات و عواطفش چگونه است؟ آن تعقلش چگونه است؟ وقتى حضرت [این کار را] مىکند همه را عوض مىکند، ناقص که نمىکند! هر کارى که حضرت مىکند تا آخر درست انجام مىدهد، فابریک! انگار این از اول خواستگاری رفته است! ولى آن خاطره در ذهن هست! این خاطرهاى که من اینگونه بودم و اینطورى بودم را در این مدت با خودش دارد چون بالأخره آن خاطره مربوط به روح است و به جنبۀ تجرد علمى روح برمىگردد! حضرت آن را دست نمىزند که اصلاً بهطورکلى خاطره را عوض کند و تبدیل به یک خلق دیگرى بشود که اصلاً ارتباطى ندارد، آن را به حال خودش باقى مىگذارد که حواستان باشد! در ظاهر عواطف، احساسات، افعال و تصرفات عوض مىشود، همه چیز در ظاهر تغییر پیدا مىکند ولى بعد چون آن خاطره هست حضرت مىبیند که حالا اینها [پشیمان] و متنبه شدند، حضرت هم تصرف مىکند و دوباره برمىگرداند!
چه قضیهای اتفاق افتاد؟! چطور شد؟! این چه مسئلهاى است؟! همینکه در اینجا روح واحده از آن عالم نزول پیدا مىکند، همان کیفیت تشکلش در عوالم به صور مختلفه [درمیآید] چون در خود همان عوالم هو المصور و له الأسماء الحسنى، در آن اسماء الحسنى در بعضیها جنبۀ انفعالى قویتر است و در بعضى جنبۀ فعلى و فاعلى قویتر است، آن یکی به حساب غلبۀ جنبۀ انفعالى به صورت تأنیث درمىآید و این یکی به حساب غلبۀ جنبۀ فاعلى بهصورت تذکیر درمىآید! آن نزول را امام علیهالسّلام انجام مىدهد و وقتى او انجام داد بهواسطۀ تأثیر علیت در معلول، مثال او هم تغییر پیدا میکند و مثال که تغییر مىکند، در خارج هم عوض مىشود؛ خصوصیات عوض مىشود و او تبدیل به زن و دیگری تبدیل به مرد مىشود و دوباره مسئله به حالت اول خودش برمىگردد! پس ائمه علیهمالسّلام خیلى کارها میتوانند انجام بدهند و ما خبر نداریم! روی این مسائل فکر کنید! طرف مىگوید که ائمه هم مثل بقیه هستند، کارى انجام نمیدهند! مثل بقیه هستند! منتها خب اینها حواسشان جمع است که گناه نکنند! یکی دیگر میگوید که اینها گناه هم میکنند منتها توبه مىکنند! خب [اینطوری] تازه مثل تو شدند! در صحبتها و سخنرانیها مىگوید: ائمه گناه هم مىکنند منتها توبه مىکنند، خدا توبه را براى چه کسی گذاشته است؟! فقط براى ما که نیست!
