
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
بررسی تقدم و تأخر وجودی ماده و صورت در عالم خارج
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق رابطه میان ماده و صورت در تحلیل عقلی و تحقق خارجی اشیاء میپردازند. بحث با بررسی اشکالات وارد بر کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت آغاز شده و با تفکیک میان ابهام و تحصل در ماده، بر ضرورت وجود هر دو مرتبه برای تحقق خارجی یک موجود تأکید میشود. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهند که چگونه در تحلیل عقلی، ماده و صورت مکمل یکدیگرند و هیچیک بدون دیگری در خارج عینیت نمییابند. در ادامه، ضمن تبیین نظر صدرالمتألهین درباره کیفیت معاد جسمانی و حقیقت نفس، به تفاوت میان وجود اعتباری و تحقق خارجی پرداخته میشود. این مباحث در نهایت به بررسی جایگاه روح در عوالم نزول و تفاوت مراتب آن با نفس متعلق به ماده منتهی میگردد تا روشن شود که چگونه حقیقت واحد در عوالم مختلف، صور گوناگون به خود میگیرد.
تحلیل عقلی رابطه ماده و صورت در موجودات
19تلمیذ: اگر هشت درجه باشد چطور؟
استاد: فایده ندارد تا هشت درجه باشد هم قابل رؤیت نیست، تازه تا دوازده درجه هم مشروط است! از دوازده درجه به بالا دیگر روشن است. این زیر هشت درجه بود، چطور در زیر هشت درجه قابل رؤیت است؟!
تلمیذ: یعنی قابل رؤیت نبوده است؟
استاد: قابل رؤیت نبوده است، وقتی قابل رؤیت نیست چطور حکم به دخول شهر جدید کردید؟!
تلمیذ: از نظر علمی گفتند.
استاد: نظر علمی که دخول به شهر جدید را نمیگوید، [نظریۀ علمی] میگوید: هلال الآن این مقدار پیداست البته حالا راست یا دروغ آن بماند، خیلی از این [نظریات] علمی کشک است! علم هیئت میگوید که هلال اینقدر از افق بالاتر بوده است. میگوییم که قبول، میپذیریم ولی الآن شهر جدید نیست! اگر تحتالشعاع باشد قابل رؤیت نیست. رسول خدا حکم شهر جدید را براساس خروج از تحتالشعاع قرار داد نه براساس تحتالشعاع! اشکال اینجاست. لذا ما قائل به طریقیت هستیم نهاینکه قائل به طریقیت نیستیم ولی درصورتیکه اصل موضوع ثابت بشود آنوقت مىگوییم: طریقیت، چه دیدیم و چه ندیدیم! حتى اگر شما ماه را ندیدید ولى یقین دارید. در هیچ کجاى ایران ماه دیده نشود و تمام ایران همه غیوم باشند و یک نقطه در ایران پیدا نکردید که در آنجا غیوم نباشد ولى علم دارید ـ نه حدس! ـ بر اینکه الآن ماه در سیزده درجۀ بالاى افق قرار دارد ما مىگوییم: بله، ولی مرحوم آقا مىگویند: نه، اینجا باید حکم به استصحاب کرد! ما مىگوییم که نه حکم به دخول میکنیم. این را طریقیت مىگوییم ولى موضوع باید ثابت بشود و خروج هلال از تحتالشعاع بشود آنوقت حکم [دخول] به شهر جدید مىکنیم.
اللهم صل علی محمد و آل محمد
