
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
8توضیحی در باب اصل اولیۀ ماده
بله، وزنش کمتر شده است ولى نهاینکه بهطورکلى ازبین رفته باشد! فرض کنید الآن یکپنجم شده است و آن خصوصیات دیگرش هم رفته و تبدیل به انرژى یا دخان شده، در هوا متراکم شده است، آنها همه بهجای خودش هست ولى آنکه فعلاً مشاهده مىشود خودش وزن دارد! پس این وزنى که دارد بهخاطر خشبیت نیست چون خشبیت ازبین رفت، پس این وزن بهخاطر یک چیز دیگر است که آن چیز دیگر که براى ما مبهم است باعث وزن و حجم و خصوصیات ماده بودن شده است! ما این را اصل اوّلی میگوییم. گرچه آن مبهم است و نمىتوانیم روى این الوار دست بگذاریم و بگوییم که این آن است. به هر کجاى این الوار دست بگذارید یک مادهاى را مشاهده مىکنید که نمىتوانید آن را از داخل این الوار بیرون بکشید و بگویید که مشخصاً این ماده تشکیلدهندۀ این است، براى شما مبهم است که مسئله چیست ولى مىدانید که هست!
خب این دانستن، حاصل و نتیجۀ دو تجربه است؛ تجربۀ اول خود مشاهده کردن ثقل و خصوصیات مادۀ خارجى بودن و حاصل تجربۀ دیگر، دخل و تصرفاتى است که بر این ماده مىشود و شما آن را مشاهده مىکنید. شما این دو تجربه را در کنار همدیگر مىگذارید و به این مادۀ مبهمه که وجود خارجى دارد پیمىبرید و چشم بسته مىگویید که این چیزى که در دست من هست این ماده است حالا اگر فرض کنید که الوار هنوز در دست شما نیامده احساس نمیکنید، [اگر بگویید که] آقا دستم سنگین شده است، [میگوییم که] هنوز به دستت نرسیده است که دستت سنگین یا سبک بشود! صبر کن این الوار در دستت بیاید [بعد بگو].
مرحوم آقا ـ رضوان الله تعالی علیه ـ میفرمودند یک زن سیدی بود که خدا او را بیامرزد، آن زمانى که نجف بودند با پدربزرگمان مرحوم حاج آقا معین به نجف آمده بود. او در منزل پدربزرگمان بود و من در دوران خیلی طفولیت بودم که فوت کرد و یادم هست که سه یا چهارساله بودم که او را دیده بودم و بعد هم دیگر فوت مىکند. میفرمودند که به نجف که آمده بود مریض شد و ما به دکتر رفتیم و آمپول پنیسیلین و اینها گرفتیم که بزنیم. مىگفتند که آمپول هنوز دست من بود و هنوز نزده بودم، میگفت: آخ آخ سوختم نزن درد دارد! بابا هنوز آمپول نزده دادش به هوا مىرفت! میگفت که حالا که داد مىزنى پس بیا! حالا که قرار است از یک دقیقه قبلش داد بزنى پس دیگر بیا بخور!
