
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
2منبابمثال صورت شخصیهاى که در این حضرت مستطاب عالی فیضآثار مناقبشعار پیدا است، آن صورت خاصۀ شما به جناب سرکار عالیجناب حضرت شیخ الإسلام و حجة الإسلام و المسلمین سرایت و تسرى ندارد و همینطور صورت فصلیۀ هر کسى اختصاص به او دارد و هیچ ارتباطى به سمت چپ یا سمت راستى خودش ندارد. اینکه مسئله را به این کیفیت تقسیم کردند باید ببینیم که این اشکال از کجاست و این داعى براى اخذ جنس از ماده به چه ملاکى برمىگردد؟ درحالیکه خود صورت هم جنس و فصل دارد و هلمَّ جرّاً! و این مسئله به همین کیفیت همینطور به جلو مىرود که هر چیزى که شما یک جنبۀ اشتراک در او تصور کنید قطعاً یک جنیستى هم باید در او بگنجانید.
صحبتى که در جلسۀ گذشته راجع به مراتب سهگانهاى که ما در حقیقت خارجیه تصویر کردیم [بیان] شد، آن مسئله به این مطلبى که در اینجاست خیلى کمک مىکند گرچه مرحوم آخوند در اینجا به یک نحو دیگرى مسئله را بیان مىکنند ولى بهنظر مىرسد آن تقریرى که بنده در جلسۀ قبل عرض کردم و الآن آن را ادامه مىدهم خیلى راحتتر قضیه را ـ تا آنچه را که ایشان بیان کردند ـ روشن مىکند گرچه در نتیجه به یک جا مىرسیم ولى ما تقریباً از دو راه نزدیک به یکدیگر به این نقطه خواهیم رسید.
عرض بنده این بود که هرچه را که ما در خارج مشاهده مىکنیم در ترتب مراتبى که براى او صدق مىکند، سه مرتبه قائل هستیم که هرکدام از این مراتب نباشد تعیّن خارجى منتفى است. مرتبۀ اول مرتبۀ هیولا است؛ در مرتبۀ هیولا ـ اعیان خارجی ـ اصلاً کارى به آن جنبۀ جنسیت و نوعیت نداریم، خود شیء خارجی، کتاب، دفتر، قلم، فرش، شجر، حجر، انسان، حیوان و هر چیزى که شما در خارج به او اشاره مىکنید و درمقابل شماست و جزئى است ـ نهاینکه کلى است ـ و هر چیزى که جزئى و مصداق است و به آن اشاره میکنید سه حالت باید داشته باشد تا شما بتوانید او را مشاهده و لمس کنید و او را درنظر بیاورید که هرکدام از این سه حالت نباشد طبعاً آن شیء در خارج تحقق پیدا نمىکند وجود ندارد.
