
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیتهای خارجی
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیتهای خارجی میپردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز میشود که چگونه میتوان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالیکه خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سهگانه وجود در اشیاء خارجی میپردازند و با بهرهگیری از مثالهای ملموس عرفی و اقتصادی، نشان میدهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را بهعنوان «ماده» یا «جنس» در نظر میگیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح میدهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب میشوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیقتری از چگونگی شکلگیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیتهای پیرامون منجر میشود.
تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء
3مسئلۀ اول مسئلۀ مادة المواد و هیولاى مبهمهاى است که آن مادۀ شیء را بهوجود آورده است ـ حالا ما کاری با اِتِر1 و این امواج نداریم ـ فعلاً این شیء خارجی را درنظر میگیریم که خیلى ملموس است و قابل براى ترکیب و لمس کردن و مشاهده کردن است. این شیئی که الآن در خارج مشاهده مىشود در مرتبۀ اولاًبلااول باید یک مادهاى داشته باشد که آن ماده، تشکیلدهندۀ همان هویت اوست و هویت او منظور نه آن هویت متعینۀ خارجیه بلکه آن ریشه و سرمایۀ او مورد نظر است.
براى مثال اگر یک تاجرى را درنظر بگیرید که این تاجر فلان مبلغ مال دارد، ـ وقتی در مسائل اعتباریه توجه کنید ـ این مالى را که شما براى تاجر درنظر مىگیرید کدامیک از اموال او است؟ آیا سرمایۀ مورد نظر شما مالى است که فعلاً در بانک گذاشته است و از حسابش استفاده مىکند و خرید و فروش مىکند یا نه آن یک بخشى از سرمایۀ او است؟ فرض کنید که یک مبلغى در بانک دارد و پولى را که مىخواهد بدهد در صندوق گذاشته است؛ سابق که بانک نبود صندوق داشتند و در جایى حفظ مىکردند. فقط به آن مبلغى که بهعنوان درهم و دینار در دادوستد قرار مىدهد سرمایه گفته نمىشود، آن یک بخشى از سرمایۀ اوست که آن بر او صدق مىکند، این بخش اول بود.
بخش دوم آن میزان، اعیان خارجى است که این الآن با او سروکار دارد فرض کنید که پارچهفروش است آن مقدارى که پارچه دارد، بلورفروش است آن قدرى که الآن در مغازه و انبار، بلور، چینیجات، کاسه و بشقاب دارد که به این اموال سرمایه مىگویند. یک مقدارى هم وسایل براى حملونقل و ماشین و این چیزها دارد و املاکى هم دارد و منحیثالمجموع و رویهمرفته وقتى حساب بشود، به آن سرمایه و مال او مىگویند. مالى که الآن شما مىگویید که این چقدر مال دارد طبعاً به آن مقدار درهم و دینارى که در صندوق گذاشته یا به آن پولى که در بانک گذاشته است اطلاق نمىشود، منحیثالمجموع به آنها مال گفته مىشود. چه جهت مشترکى بین دینار که اصلاً ارتباطى با چینی، قماش، پارچه و امثالذلک ندارد و همینطور بین زمین و وسایل دیگر هست که شما روى اینها یک حکم کلى مىکنید؟! اسم آن جهت مشترک را جنس و همان هیولا و مادة الموادى میگذاریم که آن مادة المواد یک جنبۀ مشترکى بین انواع مختلفه است.
- . اتر یا گوهر پنجم: در سدۀ ۱۹ میلادی میپنداشتند واسطۀ گسیل نور محیط با واسطهای به نام اتر گوهر پنجم یا اتر است که فضا را پر میکند. امروزه این نظریه که برای انتشار پرتو الکترومغناطیس، وجود محیط اتری لازم است دیگر پذیرفتنی نیست. بر اساس این نظریه، نور آشوب اتر محسوب میشد که به موجب آن، اتمهایش به طرز خاصی مرتعش شده و موجب گسیل نور میشوند. (محقق)
