اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء

بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیت‌های خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیت‌های خارجی می‌پردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز می‌شود که چگونه می‌توان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالی‌که خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سه‌گانه وجود در اشیاء خارجی می‌پردازند و با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس عرفی و اقتصادی، نشان می‌دهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را به‌عنوان «ماده» یا «جنس» در نظر می‌گیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح می‌دهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب می‌شوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیق‌تری از چگونگی شکل‌گیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیت‌های پیرامون منجر می‌شود.

تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء

4
  • در مسائل اعتبارى هم مى‌بینیم که عرف هم بر همین مبنا راه مى‌رود و مشى مى‌کند نه‌اینکه فقط اهل منطق و میزان روى این مسئله حرکت مى‌کنند! به‌طورکلى یک واقعیت واحده‌اى که از نقطه‌نظر انتساب این واقعیت در مظاهر مختلفه و در انواع مختلفه به‌واسطۀ تملکى است که صاحب مال نسبت به آن انواع مختلفه واجد است، شما همه را یک کاسه مى‌کنید و حکم یک حقیقت واحده را روى آنها بار مى‌کنید و اسم آن حقیقت واحده سرمایه می‌شود و به آن سرمایه و رأس‌المال مى‌گویند؛ رأس‌المال یعنى آن توان. حتى نسبت به مسائل دیگر هم شما مى‌بینید که این رأس‌المال هم صدق مى‌کند. فرض کنید که طرف پول ندارد ولى یک مهندس است و مى‌تواند از آن علمش استفاده کند! وقتى در یک حساب شرکتى مبلغى مى‌آورد و [شخص دیگری] ده میلیون گذاشته است ولى اعتبارى که در آن شرکت به این فرد مهندس که حتى ده میلیون نگذاشته است داده مى‌شود خیلى بیشتر از آن کسى است که آن مبلغ را مى‌گذارد و از نقطه‌نظر سود به این مهندس بیشتر داده مى‌شود چون این براى این قضیه علم و دانشِ فنى دارد و او ندارد!

  • پس ببینید عرف هم رأس‌المال را به یک عنوان کلى درنظر مى‌گیرد نه‌اینکه فقط مواد خارجى باشد؛ درخت باشد، زمین باشد، عقار باشد، درهم و دینار باشد و قماش و بضایع و قابل نقل‌وانتقال باشد. نه! حتى به دانشی که او دارد رأس‌المال مى‌گویند! حتى به احترام و آبرویى که دارد رأس‌المال می‌گویند! فرض‌ کنید که یک فردى است که حرفش حرف است و در بازار این‌قدر این آدم، آدم قابل اعتمادى است که به هر کسى بگوید: آقا این مبلغ را به من قرض بده، فورى مى‌گویند: آقا بفرمایید، باز هم مى‌خواهید بفرمایید! ولى کسى دیگر هست که نه، کلام او قابل اعتبار نیست و فرض کنید که طرف حاضر نیست صد هزار تومان هم دست او بدهد! چرا؟ چون اعتبار ندارد و خودش را خراب کرده و آبروى خودش را برده است، آن اعتبار لازم را کسب نکرده است!