اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء

بررسی چگونگی انتزاع جنس و فصل از واقعیت‌های خارجی

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به تبیین دقیق نحوه انتزاع مفاهیم منطقی «جنس» و «فصل» از واقعیت‌های خارجی می‌پردازند. بحث با طرح یک اشکال مبنایی در منطق آغاز می‌شود که چگونه می‌توان جنس را از ماده و فصل را از صورت دانست، درحالی‌که خود صورت نیز دارای اجزای جنسی و فصلی است. استاد برای حل این معما، به تحلیل مراتب سه‌گانه وجود در اشیاء خارجی می‌پردازند و با بهره‌گیری از مثال‌های ملموس عرفی و اقتصادی، نشان می‌دهند که چگونه عقل و عرف، یک حقیقت مبهم و مشترک را به‌عنوان «ماده» یا «جنس» در نظر می‌گیرند. در ادامه، ایشان با تفکیک میان نیاز عِلّی و نیاز وقوعی، توضیح می‌دهند که چگونه صورت نوعیه و عوارض، بر آن حقیقت مبهم مترتب می‌شوند تا یک موجود در خارج تعین یابد. این بحث در نهایت به درک عمیق‌تری از چگونگی شکل‌گیری هویت اشیاء و نحوه نگاه دقیق به واقعیت‌های پیرامون منجر می‌شود.

تحلیل منطقی رابطه ماده و صورت در اشیاء

11
  • نیاز عِلّى عَرَض به موضوع و عدم نیاز موضوع به عرض

  • اینکه گفته مى‌شود که عَرَض نیاز به موضوع دارد و موضوع نیازى به عرض ندارد، این نیاز، نیاز عِلّى است نه نیاز وقوعى و خارجی! از نقطه‌نظر خارجى همۀ اینها به همدیگر نیاز دارند و شما به‌طورکلى اصلاً مادة المواد بدون خشب را پیدا نمى‌کنید و این وجود خارجى ندارد! حالا فرض کنید که پز بدهد که بنده مى‌توانم خودم وجود خارجى داشته باشم و نیازى به اینکه خشب باشم ندارم، اگر نیاز ندارى پس خودت را نشان بده! خودت را نشان بده که چه شکلى هستی! اینکه نمى‌توانی نشان بدهى یعنى نیاز دارى، نیاز تو به ظهور است! براى ظهور، تو باید هم آن صورت نوعیه را به خود بگیرى و هم باید اعَراض را به خود بگیرى و بدون عَرَض تو اصلاً نمى‌توانى در خارج باشی! بله، از این نقطه‌نظر است که مى‌توان تصور کرد که این وجود خارجى خشبیت باشد و طول و عرض و عمقش تفاوت کند. بله، مى‌شود این را تصور کرد! خشب باشد و لونش عوض شده باشد؛ الآن لونش اصفر است و آن را تبدیل به اسود مى‌کنیم، از این نظر مى‌گوییم که این موضوع نیازى به لون ندارد یعنى نیاز به لون خاص ندارد نه به‌نحوکلی نیاز به لون ندارد! چرا نیاز به‌نحوکلى نداشته باشد؟ شما هیچ خشبى بدون لون ملاحظه نمى‌کنید.

  • عدم تشخص حقیقت مبهمه بدون ملاحظۀ صورت نوعیه و عوارض

  • بنابراین آنچه را که از این مطلب از اینجا استفاده مى‌کنیم این است که ما یک حقیقت مبهمه داریم که آن حقیقت مبهمه گرچه وجود خارجى دارد ولى قابل تشخص بدون ملاحظۀ صورت نوعیه و آن اعراضى که بر آن مترتب مى‌شوند نیست و اگر این مسئله را درنظر بگیرید، اشکالى که بر این قضیه شده که چرا ما جنس را از ماده و فصل را از صورت مى‌گیریم درحالی‌که خود صورت هم داراى جنس و فصل است، روشن مى‌شود.