
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
12آیا بر این عصاى موسى که طول زمان بهواسطۀ اعجاز برداشته شد، آیا مسئله اینگونه بود؟ یعنى عکسهای متعددى برداشته شد؟! ما اگر ارادۀ جناب موسى را بشکافیم و تفکیک کنیم در اینجا با عکسها و صورتهای بىنهایتى مواجه مىشویم که حضرت موسى علیهالسلام در عالم خودش، اینهمه حقایق خارجیه ایجاد کرده است منتها از دیدگان ما مخفى است؟! فقط از دیدگان ما یک ثانیه گذشت یااینکه نه، این صورت خشبیت را تبدیل به حیّه کرد؟! ما هیچ دلیلى نداریم بر اینکه حضرت موسى آمده اینهمه کار کرده است. نه، همان ارادۀ ولىّ صورت را برمىدارد و یک صورت دیگر مىگذارد! اشکالى هم پیش نمىآید! آنطورى هم که از بزرگان شنیدیم، اینطوری بوده است.
تمام عالم در دست امام واقعى!
وقتى امام رضا علیهالسلام مىآید و صورت آن اسد را در آن قماش و پرده و سریر تبدیل به یک حیوانى مىکند در اینجا چه مىفرمایید؟! در اینجا که مادهاى وجود ندارد! آن قماش و سریر بهجاى خودش محفوظ است و از آن سر سوزنى کم نشده است. اگر حضرت آن صورت را برداشته [و تبدیل به اسد کرده است] بهخاطر چشم ما برداشته والاّ نیازى به برداشتن صورت ندارد. صورت که تبدیل به ماده نمیشود. چند گرم از این پرده کَم شد؟! چند سیر از این پرده کم شد؟! حضرت آن چند سیر را تبدیل به یک حیوانى کرد که سیصد کیلو وزنش هست یعنى اگر الآن آن حیوان را در ترازو بگذارند چهارصد کیلو، سیصد کیلو وزنش است والاّ آن اسد پنجاه کیلویی که نمىتواند آن فرد را بخورد و بعد هم پى کارش برود! چهارصد کیلو حداقل باید وزنش باشد که بتواند یک لقمهاش بکُند و ترتیبش را بدهد. اینکه مىگویند: با دُم شیر بازى نکن این است! با امام علیهالسّلام نمىشود بازى کرد! با دُم شیر بازی نکن اینجاست! تمام عالم در دست امام واقعى است!
تلمیذ: بین صُور نوعیه ترتّب عِلّى نیست؟
