
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
1درس ششصد و هفتاد و سوم
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت (4)
أعوذ بالله من الشیطان الرجیم
بِسمِ الله الرَّحمَنِ الرَّحیم
در بحث کیفیت اخذ جنس از ماده و فصل از صورت صحبت به اینجا رسید که گرچه خود جنس فىحدّنفسه دارای یک حقیقت مبهمه است ولکن در همان ابهام خودش فعلیت دارد و معناى فعلیت داشتن نه به معناى تشخّص است چون در تشخّص، شیء در قوام خودش نیازى به چیز دیگر ندارد و وقتى که تشخّص پیدا بکند قابل براى تثنیه است و قابل براى ارجاع ضمیر است. این معناى تشخّص است. الآن همین اشیایى که مشاهده مىکنید همه متشخّصات به حقیقت خارجى و هویت خارجى خودشان هستند.
این مسئله مربوط به تشخّص مىشود و اما غیر از این، ما یک مسئلۀ دیگر داریم که آن عبارت از یک حقیقت است. افرادى که به کلام صدرالمتألهین اشکال کردهاند از این نکته غفلت کردهاند که بعضى از مبهمات در عین ابهام خودشان داراى فعلیت هستند! یعنى فعلیت آنها همان جهت ابهام آنهاست نهاینکه ابهام بهعنوان یک امر اعتبارى بخواهد مورد نظر قرار بگیرد که هویتى ندارد و صرف اعتبار معتبر مىباشد که امروز اعتبارش اینطور است فردا اعتبارش طور دیگر است. این ریاست و مرئوسیّتها همه اعتبارى است؛ امروز مىگویند: این آقا رئیس است فردا یکى دیگر به جایش نشسته است.
اینها مسائل اعتبارى است یک روز هست و روز دیگر نیست، چرا که مبهم است و حقیقتى است که آن حقیقت ابهام دارد؛ ابهام به این معنا که ما نمىتوانیم اسمى از اسامى روى آن بگذاریم بهعنوان یک واقعیت متمایز و مفارق با سایر واقعیتها و هویتهای خارجی، این مقصود است. درعینحال مىدانیم که یک واقعیتى و یک حقیقتى وجود دارد که ادراک وجود آن حقیقت براى ما هست ولی تسمیۀ آن براى ما نیست به اینکه روى آن چه اسمى بگذاریم.
این مسئله را مرحوم آخوند مىفرمایند که این همان حقیقت جنسیه است که بهواسطۀ آن حقیقت، مصادیق مختلفةُ النوعیة در تحت آن حقیقت داخل هستند که آن حقیقت یک حقیقت مبهمۀ داراى فعلیت خارجى است، فعلیت خارجیه دارد. براى این منظور مثالهایى هست که قبلاً ذکر شد و دیگر تکرارش نمىکنیم.
