
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
توضیحات:
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
22اگر چشم برزخى شما و ما باز شود و ما به مسائلِ مثال پىببریم آنجا باز نمىتوانیم بین مثال و ملکوت سنخیت برقرار کنیم. فقط اشکال در اینجا نیست! همین اشکالى که در سنخیت بین ماده و مجرد در اینجا برقرار است آن اشکال در بالا هم هست. چطور یک شیئى که صورت است شما آن را تبدیل به معنا مىکنید؟! مگر خواب ندیدهاید؟! ما مگر خواب ندیدهایم؟! در خواب میبینیم داریم شیر مىخوریم، آب مىخوریم، در خواب داریم شنا مىکنیم. این خوابِ آب و دریا و شیر چیست؟ مىگویند: شیر، علم است. وقتى که علمى بخواهد برسد معرفتى بخواهد برسد در خواب بهصورت شیر مىبیند! معرفت با شیر چه ربطى دارد؟! معرفت با صورت شیر چه ارتباط دارد؟! آب که نور است با آب که مایع است و از اکسیژن و هیدروژن ترکیب شده چه ارتباطى دارد؟! نور چه ربطى با این لیوانى که الآن دستم مىگیرم دارد؟! نور به این چه مربوط است؟! مثلاً الآن یک همچنین صورتى در اینجاست، مگر نور هم به یک همچنین شکلى درمىآید؟! مگر علم هم به شکل سفید بودن و شیر و اینها درمىآید؟! این چیست؟! چه ارتباطى بین این دو هست؟! چرا نور به شکل گازوئیل درنمىآید؟! چرا باید به شکل شیر دربیاید؟! آنجا باز اشکال در این قضیه پیدا مىشود. اگر بالاتر رفتید و صورت نوریۀ علمیه را مشاهده کردید باز در آنجا با بالاتر خودش اشکال پیدا مىشود که این صورت علمیه چطور به یک علم کلى و به یک عقل کلى باز مىگردد که آن عقل کلى در مقام تفصیل، آن علوم و معارفى است که شما دارید مشاهده مىکنید!
خلاصه در هر عالم وارد شوید تا قبل از اینکه ارتباط با عالم بالاتر پیدا نکردید اشکال برقرار است و فقط مربوط به دنیا نیست منتها چون آن عوالم، عوالم ربوبى است ما صرفنظر مىکنیم والاّ اشکال آنجا خیلى بالاتر است و خیلى در آنجا قضیه پیچیدهتر است و [اختلاف] سنخیت بیشتر است! چطور در آن وجود بسیط، همۀ این انواع جا دارد؟! همۀ این ماهیات جا دارد درحالىکه شما مىگویید که بسیط است و حدّ ندارد و قید ندارد و مشخّصات ندارد! حالا این را خارج از بحث گفتیم.
