
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
14استاد: نه، علت را برنمىداریم بلکه قشنگ هم سر جایش مىگذاریم منتها ما مىگوییم که نظام عالم که نظامش نظام علیت است، آن نظام علیت این است که هر چیزى در این عالم بدون علت تحقق پیدا نمىکند، عالم گتره نیست! منظور از علیت این است اما اینکه آن علیت باید حتماً یک شیء خاص باشد یک همچنین چیزى نیست.
تلمیذ: سنخیت بین علت و معلول که باید باشد! شاید اصرار مرحوم علامه طباطبائی هم بهخاطر همین است.
استاد: هست چرا نباشد؟!
تلمیذ: خشب با حیّه از زمین تا آسمان فاصله دارد!
استاد: نه، سنخیتش همین در ماده بودن، در صورت بودن، سنخیتش در وزن داشتن [است]، سنخیتش این است که هردو جرم دارند هردو امتداد در ابعاد دارند.
تلمیذ: اینکه جسمیت بخواهد به تجرّد برگردد سنخیت میخواهد!
استاد: شما خودت جسمیّت و تجرد را چطور سنخیت میدهی؟
تلمیذ: سنخیت ندارد!
استاد: اگر سنخیت ندارد پس نظام علیت وجود ندارد!
تلمیذ: ما نمىخواهیم بگوییم که نظام علیت وجود ندارد.
استاد: شما سنخیت بین ماده و مجرد را به من نشان بدهید، من آن اراده در عوالم را به شما نشان مىدهم!
تلمیذ: حرکت جوهری از همینجا نشئت گرفته است. تبدّل صُور از صورتى به صورت دیگر است!
استاد: بله، اینهم از این صورت به صورت دیگر است. شما چطور آن ارادۀ پروردگار را در تبدّل یک صورت به صورت دیگر نمىبینید اما در معجزه یکدفعه مشاهده مىکنید؟! چطور صورت اصفراریتی که الآن بر این قرطاس حاکم است تبدیل به صورت سوادیت مىشود؟
تلمیذ: در اینجا یک قانون دیگر وضع مىکنیم.
استاد: اجازه بدهید یواش یواش! اینطرف و آنطرف نروید. اینکه الآن از یک صورت به صورت تبدیل مىشود، چه عواملى تأثیرگذار هستند؟ غیر از عوامل ربوبى در اینجا تأثیر گذارند و شما تأثیرش را در اینجا مشاهده مىکنید؟! همان علت ربوبى مىتواند صورت را به یک صورت دیگر برگرداند، این چه بُعدى دارد؟! منتها ما دو صورت داریم؛ یک وقت مىگویند: آقا براى اینکه شما شفا پیدا بکنید باید این قرص را بخورید! این قرص مىآید در بدن شما یک فعل و انفعالات شیمیایى ایجاد مىکند و آن مرض شما تبدیل به صحت مىشود. اثرش هم این است که رنگ تغییر پیدا مىکند و حالت عوض مىشود.
