
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
18درباره حضرت عیسى داریم:﴿وَ إِذۡ تَخۡلُقُ مِنَ ٱلطِّينِ كَهَيَۡٔةِ ٱلطَّيۡرِ بِإِذۡنِي فَتَنفُخُ فِيهَا فَتَكُونُ طَيۡرَۢا بِإِذۡنِي﴾1 حضرت عیسى در اینجا دو کار مىکرد؛ یکى اینکه حیوانى که افتاده بود اراده مىکرد و به او روح دمیده مىشد و زنده میشد. این یک.
دوم اینکه اصلاً حیوانى وجود نداشت نفسى وجود نداشت نفس حیوانى وجود نداشت روحى وجود نداشت خود حضرت عیسى مىآمد و ایجاد مىکرد یعنی مظهر اسم موجد [میشد] یعنى نفس آن خاک را برمىداشت در آن خاک مىدمید و تبدیل به یک حیوان مىشد و پرواز مىکرد و کبوتر مىشد و مىرفت.
در دومی قضیه از اوّلی مشکلتر است. در اوّلی روحى را که بوده است آن روح را مىآورد با این حیوان ـ مثل إحیاء اموات ـ هردو را مىچسباند. مثلاً از قبر بیرون مىآید. روح در عالم برزخ و مثال هست منتها تعلقش از این بدن قطع شده است، آن انقطاع را تبدیل به وصل مىکند و دوباره او زنده مىشود. این یکی است.
قسمت دوم که مشکلتر است این است که روح وجود ندارد و نفس وجود ندارد این خلق ابتدائى مىآید و آن خاک را برمىدارد تراب را برمىدارد با آب تبدیل به طین مىکند آمیخته مىکند حیوانى درمىآورد و در او میدمد یعنى اراده مىکند نفس در او ایجاد مىشود یعنى آن نفس حیوانى در او ایجاد مىشود و وقتى ایجاد شد مثل بقیۀ حیوانات شروع به حرکت کردن میکند! این مشکلتر است.
قسم سوم که نه نفس وجود دارد، نه روح، نه ماده، نه تراب، نه ماء، نه تبدیل به طین و امثالذلک، اینها وجود ندارند در اینجا چه مىکند؟! یعنى هیچ مادهاى در اینجا وجود ندارد. خیلى این مسئله ما را به آن مسئلۀ ربط بین حادث و قدیم و سنخیت بین ماده و مجرد نزدیک مىکند که ارادۀ ولىّ و آن همتى که در نفس ولىّ انعقاد پیدا مىکند و بهواسطۀ آن همت یک شیء خارجى ایجاد مىکند آن همت چه علیتى و چه تأثیرى و چه تصرفى را در عالم خارج بهوجود مىآورد؟! آن قضیه خیلى مسئله را حل مىکند که آن ارادۀ ولىّ باعث مىشود که آن وجودِ مجرّدِ منبسط که اصل و اساس همۀ اشیاء است همانطورىکه در سلسلۀ نزولش در مراتب عِلوى باید عوالمى را طى کند تااینکه آن تشکّل در عالم مثال تبدیل به یک اسد شود، و از مثال به ماده و در عالم خارج به یک اسد خارجی [تبدیل شود] چون آنچه که در عالم مثال هست وزن ندارد. اگر شما یک باسکول و ترازو در عالم مثال ببرید و شیر در عالم مثال را وزن کنید یک گرم هم وزن ندارد. چون در آنجا وزن نیست و صورت محضه است. آن علیّت وقتى در خارج مىآید تبدیل به وزن مىشود. این سلسله را باید طى بکند، این را قبول داریم اما نه سلسلۀ عرضیه را، بلکه سلسلۀ طولیه را قبول داریم. در سلسلۀ عرضیه مرحوم علامه طباطبائى ـ رضوان الله تعالی علیه ـ مىفرماید، ولى مىآید سلسلۀ عرضیه را کوتاه مىکند و یک شجرى که باید 50 سال طول بکشد تا تبدیل به حیّه شود 50 سال را به یک ثانیه تقلیل مىدهد.
- . سوره مائده (5) آیه 110. معاد شناسى، ج 5، ص 308:
«در آن زمانى كه تو از گِل مثل صورت پرندهاى مىساختى به اذن من و پس از آن در او میدمیدى و بدین جهت آن گِل دمیده شده به اذن من، بهصورت پرندهاى به پرواز در مىآمد.»
- . سوره مائده (5) آیه 110. معاد شناسى، ج 5، ص 308:
