
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
19اشکال ما در سلسلۀ عرضیه است نه در سلسلۀ طولیه! در سلسلۀ طولیه تمام این عوالم باید انجام شود یعنى وقتى که امام علیهالسّلام آن شیر را خلق مىکند بین این شیرى که الآن خلق و ایجاد شده است و آن شیر و اسدى که در حدیقة الحیوانات و باغوحش هست هیچ فرقی نمیکند! یعنى همانطورىکه آن اسدى که الآن در حدیقة الحیوانات هست و دارد نعره مىکشد و حرکت مىکند و حریف مىطلبد همان هم الآن همین است و هیچ تفاوتى نمىکند. فقط تفاوتش در این است که آن اسدى که در حدیقة الحیوانات است یک سلسلۀ عرضیهاى را طى کرده که بعد از گذشت دهها سال یک مادهاى تبدیل به این شده است. همین اسدى که رفته کنار بقیۀ اُسود قرار گرفته این سلسلۀ عرضیه را طى نکرده است اما در سلسلۀ طولیه هم آن اسد و هم این اسد، هردو طى کردهاند. یعنى آن نزول نور وجود از عالم انبساط و صرف الحقیقه و بسیط الحقیقه خودش که آمده به مقام اراده و مشیت و علم عنائى حق و آن علم عنائى در نزولش به این عوالم، عوالم متعددى را پیدا کرده است؛ این صورت، صورت ملکوتى و لاهوتى دارد و بعد تبدیل به صورت جبروتى مىشود و بعد تبدیل به صورت ملکوتى مىشود. ملکوت هم ملکوت عُلیا مىشود ملکوت سُفلی مىشود بعد دوباره تبدیل به صورت برزخى میشود چون ملکوت سُفلى با صورت برزخى فرق مىکند ـ بعضیها یکى شمردهاند ـ از صورت برزخى مىآید تبدیل به همین صورت خارجى تعیّنى مىشود؛ صورت خارجى قابل اشاره مىشود.
این اسدى که از آنجا تا اینجا آمده است امام رضا علیهالسّلام مىآید همین عمل را در یک ثانیه انجام مىدهد ولی آن اسد سالهای سال طول کشیده تااینکه این مراتب را طى کرده است. البته در آن مراتبش چون زمان نیست، زمان اصلاً معنا ندارد بلکه هرچه هست در صورت عرضیه است. تا مثالش، با آن کارى که امام رضا انجام داده یکى است یعنی با آن مثالش یکسان است چون در عوالم ربوبى که اصلاً زمان معنا ندارد. پس مسئله تا مثالش مشکلى نیست و تا مثالش هردو یکى است یعنی همان ارادۀ حق...
