
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
21پس امام رضا علیهالسّلام قبل از اینکه این عمل را انجام بدهد افرادى که با آن حضرت بودند و چشم بصیرت داشتند از خیلى وقتهاى قبل مىدانستند که یک همچنین قضیهاى انجام خواهد شد و بلکه انجام شده است! منتها از نقطهنظر خارجى باید یک ماه بگذرد و روز یکشنبه بیاید و در حضور مأمون و آن شخص کذایى [باشد و] این مسئله انجام بگیرد.
این قضیۀ ارادۀ خلقت اشیاء در سلسلۀ علیت در هرکدام از این عوالم وجود دارد؛ در مورد أسود حدیقة الحیوانات هست همین مسئله در مورد أسودى که بهواسطۀ اراده و همتِ ولىّ ایجاد مىشود هم وجود دارد پس هردو علت هست منتها در آنجا به سلسلۀ عرضیه که مىرسد طول مىکشد و باید یک مسائلى را طى بکند. یک جِیلی باید بگذرد تااینکه این تبدیل به اسد شود. ولى وقتى که همین مىخواهد از نظر ارادۀ ولىّ انجام بگیرد به اینجا که مىرسد دیگر نیاز به سلسلۀ عرضیه ندارد. همان صورت برزخى را که صورت مثالى است به طرفة العینى به آن جنبۀ مادى مىدهد.
تبدّل صورت برزخى به جنبۀ مادی، نقطۀ اتصال حلقۀ مفقوده بین سنخیت ماده و مجرد
این تبدّل صورت برزخى به جنبۀ مادی، نقطۀ اتصال حلقۀ مفقوده بین سنخیت ماده و مجرد است. اگر به این مسئله برسید دیگر ربط بین حادث و قدیم و امثالذلک، همه مثل آب خوردن حل مىشود که چطور بین حادث و قدیم ارتباط هست؛ چطور بین ماده و مجرد ارتباط هست؛ سنخیت بین ماده و مجرد از کجا آمده است. مجرد که در ظرف نمىگنجد، مجرد در زمان نمىگنجد، مجرد که در مکان نمىگنجد درحالىکه مىبینیم معلولش، هم در زمان مىگنجد و هم در مکان مىگنجد و هم مشمول ابعاد ثلاث و امثالذلک است. این سنختیش از کجاست؟ آن تبدّل مجرد به ماده است که در آن تبدّل، ما گیر کردهایم و نمىدانیم، چون چشممان چشم مادى است و چون ماده را با مجرد دو جور مىبینیم لذا مىآییم براى هرکدام حکم خاصى ایجاد مىکنیم و آن حکم خاص با آن دیگرى نمىخواند. آن ماده یک قسم هست دست مىکشیم وزن دارد مجرد که وزن ندارد ولى دیگر نمىدانیم که سنخیت در این صورت سنخیت تامه بین مجرد و ماده است چون این معلول است براى او و او علت برای این است و علت در اینجا آمده اثر خودش را ایجاد کرده است همانطورىکه براى سایر عوالم هم همینطور هست.
