اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی می‌پردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز می‌شود و این نکته تبیین می‌گردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیت‌های خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص می‌پردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح می‌شود که چگونه اراده و همت ولیّ می‌تواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورت‌های نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطه‌های الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد می‌پردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمت‌های الهی معرفی می‌کند.

کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت

6
  • لأنّ نسبتَه إلیهما على السَّواء؛ فنقول فى تحقیق ذلک: إنّ لِكُلّ واحدةٍ مِن الهیولى و الصورة ماهیةً بسیطةً نوعیةً تَتَركّبُ فی العقل مِن جنسٍ مشتركٍ بینهما و فصلٍ یُحَصِّلُه.

  • «نسبت این جوهر به هردوى اینها على‌السواء است. جوهر را هم از ماده و هم از صورت مى‌توانید انتزاع کنید. هرکدام از اینها یک نوع از جوهر هستند؛ هم ماده یک نوع از جوهر است و هم صورت یک نوع از جوهر است. بنابراین شما که مى‌گویید: جنس را از ماده اخذ مى‌کنیم غلط است؛ چون شما از صورت هم مى‌توانید [جنس را] اخذ کنید.»

  • فَنقولُ فى تحقیقِ ذلک: إنّ لِكُلّ واحدةٍ مِن الهیولىٰ و الصورةِ ماهیةً بسیطةً نوعیةً تَتَركّبُ فی العقل مِن جنسٍ مشتركٍ بینهما و فصلٍ یُحَصِّلُه؛ ماهیةً و یُقَوِمُّه وجوداً؛ و ذلك هو مفهومُ الجوهر.

  • چرا ما جنس را از ماده اخذ کردیم و این جوهریت ماده است که جنسیت را به‌دست ما مى‌دهد؟ «می‌گوییم: براى هرکدام از هیولا و صورت یک ماهیت بسیطه و نوعیه‌اى است که در عقل، از جنس مشترک بین اینها و فصلى که او را تحصیل مى‌کند مرکب مى‌شود»؛ یعنى هرکدام از هیولا و صورت داراى جنس و فصل هستند و داراى ماده و صورت هستند. مترکّب می‌شود از هرکدام از اینها در عقل ماهیت نوعیه ـ این ماهیت فاعل همان تَتَرکَّبُ است ـ «و یُقَوِمُّه وجوداً؛ و از نظر وجود به او قوام مى‌دهد» یعنى از نظر وجود باعث قوام همان وجود خارجی، همان ماهیت و صورت مى‌شود. «مفهوم جوهر همین است»؛ یعنى جوهر هم به ماده گفته مى‌شود و هم به فصل.

  • وَ الفصلانِ هما الإستعدادُ لأحدِهما و إمتدادُ لِلأخرىٰ.

  • آن دوتا فصلى که براى هرکدام از این دوتا هستند؛ گفتیم که هم ماده داراى فصل است و هم صورت داراى فصل است. باز قرار بر این است که خود ماده که داراى فصل است از نقطه‌نظر تمیّز با بقیه فرق بکند گرچه از نقطه‌‌نظر تشخّص قابل اشاره نیست ولی همین‌قدر ماده‌اى که در جمادات هست از نقطه‌نظر تمیّز با ماده‌اى که در غیر جمادات است یا با ماده‌اى که در امواج و نور و صوت و امثال‌ذلک است فرق مى‌کند.