
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
تحلیل فلسفیِ جایگاه استعداد در فعلیتِ موجودات
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه به بررسی دقیق کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت در مباحث فلسفی میپردازند. بحث با نقد اشکالات وارد شده بر کلام صدرالمتألهین آغاز میشود و این نکته تبیین میگردد که چگونه جنس، به عنوان یک حقیقت مبهم، در عین ابهام دارای فعلیت است. استاد با تفکیک میان اعتبارات ذهنی و واقعیتهای خارجی، به تحلیل نقش ماده به عنوان بستر استعداد و صورت به عنوان عامل فعلیت و تشخص میپردازند. در ادامه، با طرح مباحثی پیرامون کیفیت اعجاز و تصرف ولیّ در عالم، این پرسش مطرح میشود که چگونه اراده و همت ولیّ میتواند سلسله علل مادی را کوتاه کرده و صورتهای نوعیه را بدون طی کردن زمان طولانی تغییر دهد. این جلسه با تأکید بر نظام علیت و جایگاه واسطههای الهی در خلقت اشیاء، به تبیین پیوند میان عالم ماده و عوالم مجرد میپردازد و در نهایت، حقیقت ولایت را به عنوان راهی برای رسیدن به کمالات و اشتراک در نعمتهای الهی معرفی میکند.
کیفیت انتزاع جنس از ماده و فصل از صورت
7استعداد ماده برای گرفتن صُوَر مختلف
مادۀ هرکدام با مادۀ دیگرى تفاوت مىکند و براى هرکدام از این [مواد] یک جنس و فصلى هست. فصلیت براى ماده عبارت از استعداد و از هیولا بودن و از آماده بودن براى تنوّع است. خود صورت استعداد براى تغییر ندارد بلکه این ماده است که استعداد براى گرفتن صُوَر مختلف دارد. الآن که رنگ این کاغذ زرد است این زردى تغییر پیدا نمىکند که این زردى به قرمزى یا به کبودی تبدیل شود. اگر در آفتاب بماند به کبودى یا به سفیدى یا به غیر دیگر تبدیل شود. ماده است که در اینجا تغییر پیدا مىکند و صورت دیگرى را به خود مىگیرد. بله، این زردى کنار مىرود و رنگ دیگر به جاى این مىنشیند ولى این زردى تغییر پیدا نمىکند. این عبارت از صورتى است که این صورت عارض بر این ماده شده و به این ماده، لون داده است؛ لونیّت این صورت، لونیّت این ماده که همین کتاب است ـ اسم ماده بر این کتاب در اینجا غلط است همین قرطاس ـ [آن لونیّت] بهواسطۀ این پیدا شده است. آنچه را که بهعنوان یک حقیقت سیّال هست آن حقیقت سیّال، قابلیت براى صور مختلفى را دارد که به آن قابلیت فصلیت مىگویند. یعنى اینکه الآن این کاغذ قابلیت دارد براى اینکه رنگ پیدا بکند، نهتنها رنگ که عرض است حتى قابلیت دارد براى اینکه صورت نوعیه هم پیدا بکند.
الآن صورت نوعیۀ این [کتاب]، قرطاسیت است. الآن مىتواند قابلیت پیدا کند و تبدیل به تراب شود چون اگر آتش بزنید تبدیل به رَماد مىشود، رَماد یعنى تراب. ببینید تبدیل به تراب شدنش بهخاطر همان زمینه و بسترى است که در آن ماده بودنش وجود دارد. آن ماده بودنش، فصلیتش عبارت از همان تهیّؤ و استعداد براى تغییر و تبدّل است و خیال نکنید که حالا این تهیّؤ یک چیزى است که ما نمىبینیم، اینقدر این مهم است که اگر نبود صورت قرطاسیت بر این بار نمیشد. اگر او نبود این تبدیل به ترابیت و حتى رَمادیت نمىشد.
