
حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم
اتحاد وجودی عالم هستی با حقیقت نفسانی امام
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی میپردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبهای عالیتر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا میدهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ بهگونهای که تمامی پدیدههای عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب میشوند. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطههای خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم میشود که نشاندهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.
حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم
13مىدانید مىخواهم عرض کنم که نفس امام چیست؟! شما الآن تصور کنید یک انسانى را که یک متر و هشتاد سانت قد دارد و داراى اعضاء و جوارح و دست و پا و امثالذلک است شما یک سوزن بردارید به نوک پای او بزنید، تا به نوک پا زدید مىبینید یک تکان خورد! به نوک پایش سوزن زده شده است اما چرا تکان مىخورد؟ چون این سوزنى که الآن به نوک پا خورده مىشود در واقع به برخى از وجود او تصادم پیدا کرده است نه به یک واقعیت خارجیۀ جداى از آن وجود! همینطور اگر این سوزن به انگشت بخورد باز آن تکان مىخورد یعنى انسان حرکت مىکند نه فقط این انگشت تنها، اگر یک سوزن به این انگشت بخورد فقط این تکان نمىخورد حتى شاید این اصلاً عکسالعمل هم نشان ندهد ولی کل بدن یکمرتبه عکسالعمل نشان مىدهد چون انگشت، دست، پا، سر، چشم، دهان، زبان، گوش و تمام این اعضا و جوارح جزئى از یک وجود هستند، برخى از یک وجود هستند، نهاینکه این نسبت به آنها اشراف داشته باشد، آن اشراف داشتن، مرتبۀ متأخر هست. در مرحلۀ اول یک وجود هستند.
سیطرۀ ولایت بر اشیاء مثل سیطرۀ انسان و نفس ناطقه بر اجزاء و جوارح بدن
مسئلۀ ولایت و سیطرۀ ولایت بر اشیاء مثل سیطرۀ انسان و نفس ناطقه بر اجزاء و جوارح یک بدن است. نفس انسان در اشراف بر اجزاء و جوارح بدن، اینطوری نیست که از بالا نگاه کند مثلاً نفس انسان بگوید: اى دست من! تو را اذیت کردند پس من هم اذیت خواهم شد! نه، تا اذیت شود آن نفس ناطقه اذیت شده است خواهىنخواهى این یک مسئلۀ لاینفکى است و مسئلۀ لاینقطعى است. نیاز ندارد به اینکه الآن فکر کند که الآن کسى پایش را روى این انگشت گذاشته است، نیازى به فکر کردن ندارد نیازى به تأمّل کردن ندارد؛ منبابمثال یک ساعت بنشیند فکر کند و بگوید که بله، چون این انگشت الآن به پاى من متصل است و پاى من به شکم من وصل است و شکمم به بالاى شکم وصل است تا برسد به سر، لذا بنده این را جزء بدن خود مىبینم و بعد از یک ساعت ادراکش مىکنم لذا این سوزن که در بدن فرو رفت بعد از یک ساعت بگوید که عجب باید درد بیاید! نه تا سوزن بزنى تکان مىخورد و این تکان خوردن نیاز به فکر ندارد. حقیقت ولایت که علیت براى همۀ اشیاء است مسئلهاش این است که تمام اشیاء جزئى هستند در آثار ولایت و [جزئی از] آن ولىّ که صاحب ولایت است.
