
حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم
اتحاد وجودی عالم هستی با حقیقت نفسانی امام
آیتالله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی میپردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبهای عالیتر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا میدهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ بهگونهای که تمامی پدیدههای عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب میشوند. استاد با استفاده از مثالهای ملموس، نشان میدهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطههای خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم میشود که نشاندهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.
حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم
14تمام عالم وجود جزئى از حقیقت ولایى امام علیهالسلام
در هر زمانى هر امامى هست، مسئله این است که امام زمان علیهالسّلام، تمام عالم وجود جزئى از حقیقت ولایى اوست جزئى از نفس اوست، جزئی از اوست نهاینکه او اشراف دارد؛ نهاینکه نشسته در یک جا و دارد به عالم نگاه مىکند که آنجایش خراب شد درست کنیم و اینجا را خراب کنیم، آنجا را اینطورى کنیم و... نه اینطور نیست!
امام علیهالسّلام وقتى که مىخواهد عملى را انجام بدهد به خود نگاه مىکند! نهاینکه به جاى دیگر نگاه کند، چون تمام اشیاء در وجود او هست. شما وقتى مىخواهید دستتان را تکان بدهید به کجا نگاه مىکنید؟ به پنکه نگاه مىکنید؟! به دستتان نگاه مىکنید و این انگشت و اینها را حرکت مىدهید و دستتان را تکان مىدهید. اینطرف و آنطرف را نگاه نمىکنید.
حتى اینقدر قضیه عمیق است! بالاتر اینکه شما وقتى که به کامپیوتر نگاه مىکنید موس را حرکت مىدهید، موس را که حرکت مىدهید به دستتان نگاه نمىکنید که الآن درست حرکت مىدهد یا نه، شما به آن کامپیوتر نگاه مىکنید شما این تایپى که دارید مىکنید به دستتان نگاه مىکنید که اشتباه نکنید؟ نه، شما دارید به آن نگاه مىکنید. اینقدر این اجزاء و جوارح فانى و منغمر در نفس شماست که نیازى به مراجعۀ به جوارح و نظرۀ به جوارح ندارید. نفسِ توجه به او خواهىنخواهى حرکت دست را بهدنبال دارد و اصلاً نیاز ندارید توجه کنید.
وقتى که شما مىخواهید این کاغذ را بردارید آیا نگاه به دستتان مىکنید که اى دست تو آیا مىتوانى این را بردارى یا نمىتوانی؟! مىتوانى بردارى، پس من از تو استفاده مىکنم! این حرفها را نداریم! به شما مىخندند. وقتى که مىخواهید کاغذ را بردارید دست رفت! بهجاى دست چرا پا را جلو نفرستادید؟! چون از پا کارهاى دیگر مىآید از پا راه رفتن مىآید از پا لگد زدن مىآید ـ خر هم لگد مىزند ـ ولى از دست، برداشتن مىآید. اصلاً نگاه نمىکنید این دستمال را برمىدارید به ریشتان مىمالید.
