اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

اتحاد وجودی عالم هستی با حقیقت نفسانی امام

14٬237
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی می‌پردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبه‌ای عالی‌تر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا می‌دهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ به‌گونه‌ای که تمامی پدیده‌های عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب می‌شوند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطه‌های خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم می‌شود که نشان‌دهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

توضیحات:

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی می‌پردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبه‌ای عالی‌تر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا می‌دهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ به‌گونه‌ای که تمامی پدیده‌های عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب می‌شوند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطه‌های خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم می‌شود که نشان‌دهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.

این فایل صوتی در حال پخش است
در حال بارگذاری...
00:00:00

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

9
  • دستمان را در کیسۀ دوم مى‌زنیم مى‌بینیم عدس است، باز در آنجا مى‌بینیم این برنج نیست، این اَرُز که درنظر داریم با این خصوصیاتى که با دست ما تماس مى‌گیرد نمى‌سازد. دست را در کیسه‌اى که برنج هست مى‌کنیم مى‌بینیم این با آن خصوصیات ذهنى منطبق است؛ این محصول موجود در این کیسه با آنچه که در ذهن داریم ارتباط دارد. اینکه الآن مى‌فهمیم ـ یک برنج مى‌فهمیم ـ گرچه نوع است ولکن در اینجا یک ابهام را مى‌فهمیم، این ابهامى که باز براى ما تحصّل دارد و آن عبارت از نفس برنج بودن است یعنى نوع برنجى که در اینجا براى ما مشخص است اما صنفش را نمى‌فهمیم. چه موقع صنف را مى‌فهمیم؟ وقتى که چشممان را باز کنیم و یک مشت از این برداریم بو کنیم و خوب نگاه کنیم این‌طرف و آن‌طرف کنیم تا تشخیص بدهیم که این چه صنفى است.

  • پس در وهلۀ اول ما یک ابهام را متوجه شدیم. البته نه ابهام مطلق، یک ابهامى که همراه با آن فعلیت هم هست و لذا ما با چشم بسته بین او و سایر حبوبات تفاوت قائل شدیم. این ابهام مربوط به نوع است. حالا مقدارى مطلب را حتى از این‌هم دقیق‌تر کنیم؛ مجموعۀ اینها در وهلۀ اول چند چیز هست که خصوصیاتشان مشخص نیست؛ فرض کنید که چند کیسه در اینجا هست در یک کیسه آهن هست در یک کیسه چُدن هست در چند کیسۀ دیگر حبوبات هست الآن یک مقدارى عقب‌تر مى‌رویم و یک مقدارى از نوعیت فاصله مى‌گیریم جنسیت الآن براى ما روشن هست دست به کیسۀ اول که در آن حدید هست مى‌زنیم دست را مى‌کِشیم. مى‌گوییم: این نباید مأکول باشد، ببینید دقیق‌تر شدیم! دومى را دست مى‌زنیم احساس مى‌کنیم که در آن مثلاً مایع هست، این‌هم نباید باشد چون مأکول مورد نظر است و این مشروب است و مأکول نیست. سومى ‌را دست مى‌زنیم مى‌بینیم این‌هم حَجَر است این‌هم نباید مأکول باشد؛ نه حجر مأکول است و نه مایع مأکول است و نه آهن مأکول است. هیچ‌کدام از اینها مأکول نیستند. وقتی دست مى‌زنیم به آن کیسه‌هاى بعد، مى‌بینیم نرم است مى‌گوییم: این باید مأکول باشد، کیسه دوم مى‌بینیم این‌هم نرم است ولی هنوز براى ما مشخص نیست که کدام‌یک از اینها برنج است ولى همین‌که چشم بسته است یک ماهیت مبهمه‌اى که قابلیت براى اکل دارد در ذهن تصور مى‌کنیم آن‌وقت در مرحلۀ بعدى که دقت بیشتر کردیم و کاملاً دست را فرو بردیم به آن حقیقت نوعیه مى‌رسیم.

/