اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

اتحاد وجودی عالم هستی با حقیقت نفسانی امام

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی می‌پردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبه‌ای عالی‌تر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا می‌دهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ به‌گونه‌ای که تمامی پدیده‌های عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب می‌شوند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطه‌های خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم می‌شود که نشان‌دهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

2
  • تفاوت ترکیبات حقیقیه در ذهن و در خارج از ذهن

  • آن نکتۀ دقیق که مى‌فرماید در مسائل ذهنى تفاوت مى‌کند این است که در حقایق ذهنى هم ما همین مسئله را مى‌بینیم منتها از دیدگاه ما غافل است. شکى نیست بر اینکه خود نفس یک واقعیت مجرده است و مخلوقات و مصنوعات نفس هم طبعاً باید مجرد باشند و نمى‌شود آنها مادى باشند. آن‌وقت چطور ممکن است شما ترکیب را در حقایق نفسیه جایز بدانید؟! چیزى که مجرد است‌ ترکیب در او معنا ندارد. این ترکیب، خودش ترکیب عقلى مى‌شود یعنى عقل در باب تعریه مى‌آید یک ماده‌اى را معرّاى از صورت می‌داند و بعد آن ماده را بستر و ظرف براى صور مختلف قرار می‌دهد.

  • کیفیت و نحوۀ تصور ذهنی

  • اگر چشمتان را ببندید و یک غنم را در ذهن تصور بکنید همین الآن که من گفتم، این غنم در ذهن همه تصور شد. به این سرعت و به این شدت تصور شد! نفس ما و شما در اینجا چه عملى انجام داد و چه کرد و از چه ابزارى استفاده کرد براى اینکه این غنم در ذهن نقش ببندد؟ آیا همین‌طورى یک‌دفعه شیر یا خط انداخت و غنم در ذهن آمد یا یک کارى انجام داد؟! چرا به‌جاى غنم، حجر در ذهن ما نیامد؟! چرا به‌جاى غنم، شمس و زهره و عطارد در ذهن ما نیامد؟! الآن غنم به شکل خیلى سریع به ذهن آمد چون ذهن به طرفة العینى موادى را از آن موادى که در خودش انباشته کرده است آورد و ضمیمه کرد. آنچه را که در ذهن خودش انباشته کرده عبارت از شعر، وَبَر و لحم و عظم و ظُفر و أنامل است که براى این نوع ترکیب و مونتاژ، مواد اوّلى را به‌کار برد و سراغ حدید، فولاد، پلاستیک، کائوچو، گچ و آهک نرفت تااینکه بخواهد آن را درست کند درحالى‌که هردوى اینها موادی هستند که در ذهن ذخیره هستند!