اتصال با سرور قطع شد. در حال تلاش مجدد...

امکان برقراری اتصال وجود ندارد.

اتصال توسط سرور رد شد.

در حال بارگذاری...
00:00:00
تصویر
افزودن به لیست علاقه مندی

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

اتحاد وجودی عالم هستی با حقیقت نفسانی امام

0
اسفار
اسفار

آیت‌الله سید محمدمحسن حسینی طهرانی در این جلسه، با تبیین مبانی فلسفیِ کیفیتِ اخذ جنس از ماده و فصل از صورت، به تحلیل دقیقِ ارتباط میان حقایق ذهنی و اعیان خارجی می‌پردازد. ایشان با عبور از مباحثِ دقیقِ فلسفی در بابِ انغمار و فنای ماده در صورت، بحث را به مرتبه‌ای عالی‌تر یعنی «ولایت تکوینی» ارتقا می‌دهد. محور اصلی این سخنرانی، تبیینِ سیطره و احاطه وجودیِ امام بر تمامِ عالم هستی است؛ به‌گونه‌ای که تمامی پدیده‌های عالم، جزئی از پیکر و حقیقتِ نفسانیِ امام محسوب می‌شوند. استاد با استفاده از مثال‌های ملموس، نشان می‌دهد که چگونه امام بدون نیاز به ابزارهای مادی یا واسطه‌های خارجی، از طریقِ رجوع به نفسِ خویش، بر تمامیِ تحولات عالم آگاهی و تسلط دارد. در نهایت، این بحث به تبیینِ معنای تأثر و دردِ اولیای الهی در عینِ برخورداری از مقامِ ولایت ختم می‌شود که نشان‌دهنده جامعیتِ وجودیِ آنان است.

حقیقت ولایت تکوینی و سیطره امام بر عالم

6
  • مى‌گویند که این برادر در مشهد خدمت ایشان رسیده بود و گفته بود که این برادر ما الآن در حال احتضار است و من تماس گرفته‌ام گفته‌اند که دیگر دارد جان مى‌دهد. ایشان یک حمد مى‌خوانند و دوتا یا یکی از انجیرها را برمى‌دارند و مى‌گویند: بخور! مى‌گوید: آقا برادر من مریض است! ایشان می‌گوید: من مى‌گویم که تو بخور! آقا این برادر در مشهد انجیر مى‌خورد آن برادر [در تهران] بلند مى‌شود مى‌نشیند. بعد مى‌گوید: برو خوب شد! مى‌آید تلفن مى‌کند مى‌گویند: از جایش بلند شد و الآن داریم به او صبحانه مى‌دهیم. اینکه داشت مى‌مُرد خوب شد. او در مشهد انجیر را خورده آن یکى در تهران خوب شده و نشسته و شروع کرده به خامه و عسل خوردن و بقیۀ مسائل! حالا این قضیه چطور مى‌شود؟! انجیر را این مى‌خورد او مزاجش کار مى‌کند؟! تغییر و تحوّلى پیدا مى‌شود.

  • حالا صحبت سر آن بنده خداست [مرحوم نخودکی] گفته بود که دوتا انجیر یکى بدهید شوهر بخورد یکى هم زن بخورد حامله مى‌شود. بعضى آنجا به مرحوم نخودکی گفته بودند: این زن را عمل کرده‌اند یعنى اصلاً امکان استعدادى براى حمل ندارد. او گفته بود: شما از من بچه مى‌خواهید یا رحم می‌خواهید؟! اگر بچه مى‌خواهید، مى‌گویم: بخور! یکى شوهر خورد یکى زن، کم‌کم شکم زن جلو آمد حالا اینکه اصلاً رحم ندارد کجایش بچه درآمده است! گفته بود: شما از من رحم مى‌خواهید، رحم به شما بدهم، اگر بچه مى‌خواهید بچه بدهم! کدامش را مى‌خواهید؟! اینها مسئله‌اش فرق مى‌کند و بعد هم بچه بعد از نُه ‌ماه به‌دنیا آمد. تا چند سال پیش که من اطلاع دارم [این بچه] حیات داشته است یعنى آن زمان که ما مشهد بودیم. بعد دیگر اطلاع ندارم که ایشان‌ فوت کرده یا نه، سنش خیلى بالا بوده است. خیلى از زمان فوت مرحوم شیخ حسنعلی مى‌گذرد.

  • امکان استعدادى ناظر به علل و معدّات خارجى